در باره “سامان نو”

TITLE-001-4

سامان نو ، نشریه پژوهش های سوسیالیستی

سامان نو ، نشریه پژوهش های سوسیالیستی

چرا نشریه “سامان نو”؟

جهان کنونی سرمایه­داری در بحرانی دائمی به سر می­برد. جنگ، قحطی، گرسنگی، خشونت، نابودی محیط زیست، بیکاری­های گسترده، بنیادگرایی مذهبی و عروج تعصبات ملی و قومی هر لحظه در گوشه و کنار جهان قربانی می­گیرد. بحران­های ادواری دو سده اخیر، اکنون به صورت بحرانی ساختاری نمایان شده است. طبقه سرمایه­دار تمام گستره­ی حیات بشر را به تسخیر خود درآورده و مورد استثمار قرار داده است. طبقه کارگر اما در تمام این دوران تسلیم نشده و مبارزه طبقاتی خود را بر علیه هجوم سرمایه سازمان داده است. کمونیسم و سوسیالیسم انقلابی که محصول عمل و نظریه­ی پرولتاریا در این پیکار سهمگین طبقاتی بوده است تنها گزینه­ی ممکن و عملی در برابر جامعه را نمایانده است. گزینه­ای که اگر چه هنوز متحقق نشده است اما اندیشه دستیابی به آن و  برنامه عمل رسیدن به آن بسیاری از دستاوردها و پیشرفت­های جامعه­ی مدرن بشری را تغذیه کرده است.

تجربه­ی انقلاب 1357 و به خصوص شکست پرولتاریا و جنبش سوسیالیستی، و در نتیجه شکست انقلاب ایران، علی­رغم پیکارها و مبارزه­های طبقه کارگر، نشانه­ای از بحرانی عمیق در جنبش سوسیالیستی بود. این شکست سه نکته مهم را برای جنبش سوسیالیستی برجسته نمود:

نخست، عدم شناخت کافی و لازم از ماهیت نظام جهانی سرمایه­داری و امپریالیسم و به تبع آن ماهیت مناسبات سرمایه­داری در ایران.

دوم، ناآشنایی و یا نادیده گرفتن برخی از مهمترین سنت­های انقلابی، تجربه­های مبارزاتی و نیز نقش تاریخی کارگزار و سوژه­ تغییر و ماهیت دگرگون کننده پرولتاریا.

سوم، شفاف نبودن هدف و استراتژی جنبش سوسیالیستی و نداشتن یک درک و برنامه یگانه برای جنبشی که خودرهایی طبقه کارگر  را در دستور کار خود قرار داده باشد.

در واقع انقلاب ایران ناتوانایی و ناکارآمدی نظریات و راهکارهای موجود در جنبش سوسیالیستی ایران را نشان داد. اغتشاش­های نظری و برداشت­های سوسیالیسم غیر کارگری مبتنی بر اصلاح­گرایی، اقتدارگرایی، جانشین­گرایی فرقه گرا، عامل مهمی در شکست چپ و برجسته شدن این ناکارآمدی بودند. البته این بحران منحصر به جنبش سوسیالیستی در ایران نبود و  ریشه در کل جنبش جهانی سوسیالیسم داشت. اندیشه­ها و برنامه­های اصلاح­گرایانه­ی سوسیال دموکراتیک  که عاقبت در نظام سرمایه­داری حل شدند و نیز فروپاشی بلوک شرق که سالها به نام سوسیالیسم به اشکال متفاوتی پرولتاریای این کشورها را مورد استثمار قرار داده بود، صورت­های متنوع این بحران را بازنمایاندند.

تلاش­های فراوانی که تا به امروز در نقد و برش از سوسیال دموکراسی و بلوک شرق شکل گرفته است نیز نتوانسته­اند تا نوزایی نظری، برنامه­ای و سازمانی سوسیالیسم انقلابی را سازمان دهند. بی­جهت نبود که جهان سرمایه­داری پایان تاریخ را جشن گرفت و نظم نوین را اعلام نمود. در فضای نامیدی و یأس، پسامدرنیسم و پساساختارگرایی، فضای نظری و فکری دانشگاه­ها و حوزه­های روشنفکری را تسخیر کرد.

اما جهان ما را نه نبرد مکاتب، بلکه مبارزه طبقاتی شکل می­دهد. جستجوی انسان­ها برای رهیابی در مسیر رهایی از قید هرگونه ستم و تبعیض طبقاتی، نژادی، جنسیتی، ملیتی، اجتماعی، نسل­ کشی و جنگ افروزی و همچنین تلاش برای جلوگیری از نابودی محیط زیست ادامه یافته است. اکنون آشکار شده است که در برابر انسان قرن بیست و یکم، نه دو گزینه­ی سوسیالیسم یا بربریت، بلکه یا سوسیالیسم و یا از بین رفتن تمام نسل و هستی بشری و نابودی کل محیط زیست و طبیعت قرار دارد.

باید دوباره تاکید کرد که کمبودها و دشواری­های نظری جنبش سوسیالیستی در عرصه جهانی به ناچار تاثیرات خود را بر روی جنبش سوسیالیستی ایران گذاشته­اند. به ویژه این که پژوهش پیرامون  مناسبات سرمایه­داری در ایران و شناخت درست از ماهیت نوع ویژه  حاکمیتی که با شکست انقلاب به قدرت رسید نیز مزید بر علت گشته است.  در واقع، این نظام، با ادعاهای “ضدامپریالیستی”اش، پیچیدگی­های تحلیلی  منحصر به خود را درچارچوب جامعه­ی ایران  آفرید و سپس در سطح وسیعی از جهان گسترش داد. به طوری که کمبودهای نظری پیرامون تبیین سوسیالیستی از ماهیت حاکمیت سیاسی و دولت نگهبان مناسبات اقتصادی و اجتماعی دولتمردان حاکم، تاثیر  مخرب خود را علاوه بر چپ ایران، در عرصه جهانی نیز گذاشته است. تمام این عوامل که با زایش این نظام همراه بود، بر نقصان­های تئوریک و ابهامات پیشین افزود. بدین سان، هم اکنون، ضرورت آسیب­شناسی، رهیافت و مداخله­ی نظری در جنبش سوسیالیستی  به مراتب از هر دوره­ی تاریخ معاصر ایران پراهمیت­تر شده است

متاسفانه با وجود تلاش­های مثبت و متعددی که تاکنون انجام یافته است هنوز آن مداخله­های نظری لازم  که برخاسته از دستاوردها و سنت­های گوناگون سازمان­های چپ، و متکی بر پژوهش، دانش و کنش فعالان سوسیالیست از منظر تاریخی – طبقاتی باشد، نتیجه کافی نداده است؛ یعنی آن فعالیت نظری که هدف خود را بسترسازی برای یاری به جنبش “سوسیالیسم از پایین” قرار داده باشد.

همچنین باید تاکید کرد که فضای سیاسی و اجتماعی ایران و رشد اعتراض­ها و مبارزه­های مردمی، و به ویژه روی آوردن نسل جوان به آرمان­های چپ، بستری برای مداخله به وجود آورده که نیاز به داشتن پایه­های نظری روشن، نوین و رهگشایی از مفهوم، برنامه،  اهداف و اصول سوسیالیسم دگرگون­گرا را دوچندان مبرم ساخته است.  بدین سان، یکی از محورهای اصلی مداخله، آشنایی با تئوری­ها، مبارزه­ها و تجربه­های پیروزمند و شکست خورده­ی جنبش ها و گرایش­های گوناگون خواهد بود. هم­چنین، معرفی پژوهش­ها و آثار اندیشه­ورزان  متعددی که از پیشینه­های سیاسی­ای گوناگون برخاسته و برای  انقلاب سوسیالیستی  مبارزه کرده­اند نیز ضرورت خاص یافته است.

نشریه “سامان نو” بدین منظور انتشار خواهد یافت. نشریه­ای که هدف خود را  این چنین بیان می­کند: پژوهش و مداخله  در مباحث نظری جنبشی که برای انتقاد، یادگیری، روشنگری و دگرگونی تلاش می­ورزد. جنبشی که برای شناخت و رهیابی در مسیر انقلاب سوسیالیستی و خودرهایی طبقه کارگر و  استقرار جامعه­ای انسانی کوشش می­کند. از این رو  نشریه­ی “سامان نو”  از تمام پژوهش­گران و نظریه­پردازانی  که خواهان مداخله در این مسیر و نقد و بررسی ریشه­ای مسائل و مشکلات نظری جنبش سوسیالیستی­اند برای همکاری دعوت به عمل می­آورد.

برای آن که روشن شود که نشریه به چه موضوع­هایی می­پردازد، طرحی از آن به دست می­دهیم:

الف: مباحث و مسایل عام درباره­ی تئوری انقلابی.

درباره­ی علم سوسیالیسم و جوانب آن؛ فلسفه، تئوری شناخت و نقد ایدئولوژی. نقد اقتصاد سیاسی و شناخت ساختار اقتصادی – اجتماعی. مسائل سوسیالیزم و انقلاب؛ مفهوم طبقات اجتماعی و تفاوت­ها و تقابل­هایشان با یکدیگر، مسئله “دوران” حاضر، استراتژی و تاکتیک انقلابی، برنامه، تئوری­های سازماندهی طبقاتی و سیاسی، مسائل دوران گذار به سوسیالیسم و مفهوم جامعه انتقالی، دولت و بین­الملل انقلابی. تبیین “سوسیالیسم از پایین” و نقد دیگر مفاهیم از سوسیالیسم.  دوره بندی اقتصادی، سرمایه­داری جهانی در دوره حاضر، تئوری­های امپریالیسم و “جهانی شدن”، تئوری عقب­افتادگی. موانع تحول در جامعه. پژوهش پیرامون محیط زیست. بحث  پیرامون ادبیات و هنر و تئوری زیباشناسی و همچنین نقد و بررسی تئوری­های گوناگونی که تحت نام “مارکسیزم”  موجوداند. درک سوسیالیستی از  دموکراسی و آزادی  و …

ب: مسائل ویژه جامعه ایران

بررسی جنبش­های اجتماعی؛ کارگران، دهقانان، زنان، جوانان، دانشجویان و غیره. بررسی مسئله ملی. نقد و بررسی دموکراسی لیبرالی. نقد و بررسی تئوری­های مدرنیته و سنت، انقلاب یا اصلاحات. مفهوم اجتماعی خشونت و نافرمانی مدنی. تحقیق پیرامون ساختار سرمایه­داری ایران و ماهیت روحانیت شیعه. تحقیق درباره ماهیت و نقش مذهب در تاریخ ایران. بررسی نقش تاریخی طبقات و احزاب سیاسی؛ ماهیت اپوزیسیون بورژوایی و پژوهش تاریخی پیرامون سازمان­ها و احزاب چپ.  و….

دست­اندرکاران نشریه الکترونیکی “سامان نو”

اکتبر 2006

نظرات بسته شده است.