سرمایه‌داری متاخر و نئولیبرالیسم

سامان نو ، نشریه پژوهش های سوسیالیستی

سامان نو ، نشریه پژوهش های سوسیالیستی

- نگاهی به مرحله ی کنونی موج بلند توسعه ی کاپیتالیستی
- میشل هوسُن، فرانچسکو لوچا*، ژانویه 2012
- برگردان: میلاد مرادی
- ویراستار: ایوب رحمانی

- جهان در دومین رکود بزرگ تاریخ دوران مدرنش غوطه ور است. بحران مالی ناشی از وام های بی پشتوانه منجر به رکود جهانی سال 2009 شد و حالا رکود دیگری در سال 2012 در اروپا ظاهر می شود. نطام اجتماعی انباشت از طریق این فرایند دارد خود را از نو می سازد.
با وجود اینکه مفهوم «بحران» همیشه مورد دستبرد قرار می گیرد، به هر صورت این واژه با سه معنای متفاوت همراه بوده است : بحران دوره ای، بحران ساماندهی(regulation crisis)و بحران سیستمی. اگرچه می توان مقطع کنونی را بحران ساماندهی دانست اما این بحران، بحرانی سیستمی نیز هست. این مقاله به بحث در مورد مرحله ی کنونی موج بلند سرمایه‌داری متاخر می پردازد.
بلندمدت سرمایه
از مدت ها پیش، مفهوم بحران ساماندهی، بمثابه ی بخشی از دیدگاهی که سرمایه‌داری را خودساختارده و خودموازنه‌گر می داند مورد بحث قرار گرفته است. ما در اینجا به مفهومی رجوع می کنیم که داکس و روزیه(1) ارائه داده اند: مفهوم “سامان مولد” نئولیبرال، که بر این نظر است که سرمایه‌داری در مواجهه با تضادهایش بطور دوره ای شیوه ی عملکرد خود را تصحیح می کند. در حقیقت، سرمایه‌داری بر مکانیسم اجتماعی استثمار و انباشت سرمایه بنا شده اما شیوه ی عملکردش در گذر زمان رشد و نمو می کند.
همین درک از مسئله، پایه و اساس تئوری چرخه های بلند، نزد کندراتیف(2) است. این عنوانی بود که در زمانه ی او و به نام او انتخاب شد. بعدها به آن امواج بلند توسعه‌ی کاپیتالیستی گفتند. مفهوم “چرخه ها” موجب پیدایی فکر نادرست خودگردانی ( سرمایه‌داری) و تکرار شد٬ که البته شواهد تاریخی نادرستی آن را نشان دادند.
لئون تروتسکی بعنوان یکی از رقبای نظری کندراتیف، با او در مورد فرایند موجی انباشت اقتصای، هم نظر است. تروتسکی در مقاله ای که در سال 1923 منتشر شد، نوشت: «در طول تاریخ مشاهده می کنیم که چرخه های همگن در مجموعه هایی جمع می شوند. دوره های کامل در توسعه ی کاپیتالیستی شامل تعدادی چرخه‌ی واضح رونق، و بحران های کوتاه مدت و ضعیف است. در نتیجه در منحنی توسعه‌ی کاپیتالیستی، حرکت بالارونده ای را شاهدیم. وقتی این منحنی در طول چند دهه، در حالی که بطور مقطعی از نوسانات چرخه ای می گذرد، تقریبا در یک سطح می ماند؛ این دوره، دوره ی رکود است. و در نهایت در برخی مقاطع تاریخی در حالی که منحنی اصلی همچنان از نوسانات چرخه ای می گذرد، بطور کلی به پایین سرازیر شده و این نشان‌دهنده ی افول نیروهای مولد است.»(3) نمودار زیر این رویکرد چرخه ای را به نمایش می گذارد.

نمودار1- منحنی توسعه ی کاپیتالیستی
منبع: بنگرید به یادداشت 3
پژوهش در مورد این ادوار بلندمدت سرمایه‌داری، توجه پژوهش گران بسیار متفاوتی مانند جوزف شومپیتر، رانر فریش و یان تینبرگن را به خود جلب کرد. و پژوهشگرانی مانند ارنست مندل،(4)ریچارد گودوین و کریستوفر فریمن از آن استفاده کرده اند.(5) آنچه برای این پژوهشگران اهمیتی اساسی دارد تشخیص منحنی های بالارونده و پایین رونده است. این ها بر این نظرند که هیچ سازوکاری نیست که گذر از یک دوره رکود به دوره رونق را تضمین کند.در نتیجه تقارنی میان دو نقطه عطف نیست: در اضمحلال یک دوره ی بلند انبساطی عوامل اقتصادی نقش دارند، در حالی که در بهبودیِ پس از یک دوره ی رکود طولانی، عوامل دیگری لازم اند. فریمن و همکارانش بر اهمیت چارچوب نهادی ـ جامعه شناختی در عدم تناسب بین پارادایم اقتصادی ـ تکنولوژیکِ در دسترس و شرایط اجتماعی توسعه تاکید کردند و ارنست مندل مناسبات سیاسی و اجتماعی را در تعیین موج جدید موثر می دانست. برای وی عوامل درونزای اقتصادی در اضمحلال یک موج رو به بالا و عوامل برونزای سیاسی در پیدایش موج صعودی جدید، پس از چند دهه نزول، نقش اساسی داشتند.
بر اساس این دیدگاه، رشد سرمایه‌داری پس از جنگ را می توان با دو موج توضیح داد: موج اول از پایان جنگ جهانی دوم است تا بحران دهه ی 1970 و نقطه ی عطف آن آغاز دهه ی 1980 است . این دوره، “سی سال طلایی” و یا”عصر فوردی” نامیده شد. البته این موج از لحاظ انسجام با موج دوم در دوره ی بعد از دهه ی 1980 تا امروز، یعنی عصر نئولیبرال، متفاوت است.
هرکدم از این دوره ها را می توان از چهار بُعد توضیح داد: نظام انباشت، پارادایم تکنولوژیک، سامان اجتماعی و تقسیم کار بین المللی.
1) نظام انباشت به ما می گوید که چگونه تولید و تحقق یابی (realization)ِ تولید با هم ترکیب می شوند. از منظر تولید، تا جایی که بهره وری اجازه دهد رشد و در نتیجه انباشت باید تشدید شوند. از منظر تحقق یابی، یا سطح دستمزدهای موجود مصرف انبوه را ممکن می سازد یا اینکه ما شاهد توزیع نابرابر ثروت خواهیم بود، که موجب توقف رشد تقاضا خواهد شد. در نتیجه، نظام انباشت اشاره دارد به قوانین بازی که از ساختار طبقه ی حاکم یعنی مناسبات میان سرمایه های بانکی، صنعتی، بنگاه ها و یا میان سهامداران و مدیران متاثر است.
2)پارادایم تکنولوژیک یا پارادایم اقتصادی ـ تکنولوژیک، بیانگر ارتباط میان شیوه ی تولید و فن‌آوری های دردسترس است: در هر دوره ای، پیکره ای از نوآوری های تکنولوژیک که به دنبال یک فن‌آوری اصلی و شاخه ی مسلط جدیدی حرکت می کنند، کاربرد اقتصادی پیدا می کنند. در گذشته اتوموبیل چنین نقشی داشت و بعدها فن آوری های ارتباطاتی و اطلاعاتی، نقش اصلی را داشته اند. اما در دسترس بودن نوآوری های تکنولوژیک به تنهایی کافی نیست؛ عدم تناسب میان این پارادایم و چارچوب ساماندهی اجتماعی، ممکن است فرایند انباشت را سد کند.
در ابتدا به پتانسیل ابداعات اصلی از لحاظ کاربردشان در اقتصاد می پردازیم. همانطور که در تاریخ می بینیم اثرات کار برد این نوآوری ها در مورد چرخ آبی و نخ ریسی ِ آرکرایتArkwright به اندازه ای بود که تعدادی از رقبایش را واداشت تا بکوشند که وسایل و تجهیزات او را تخریب کنند. اما علیرغم این خصومت، فعالیت های موفقیت آمیز و بسیار سودآور چرخ های نخ ریسی کرامفورد Cramfordو دیگر کارخانه هایش، عده ی زیادی را به سرمایه گذاری در این صنعت ترغیب کرد؛ بویژه پس ازآنکه تاریخ حق ثبت مناقشه آمیزش اش به سر آمد. ازاولین سرمایه گذاری هایی که در کانال ها صورت گرفت، مانند کانال ورسلی در منچستر، سودهای فراوانی بدست آمد. در ابعاد بسیار وسیعتر، نمایش و آزمودن انواع لوکوماتیوهای بخار در رِینهیلRainhill Trials که بعد از فعالیت موفق و سود آور راه آهن لیورپول ـ منچستر انجام گرفت رونق فوق العاده ای را در سرمایه گذاری در راه آهن موجب شد. البته در اثر هیجان ناشی از پیش بینی های غلوآمیز در مورد سودآوری در این بخش، حباب مالی بزرگی نیز شکل گرفت. دیگر بنیادگزاران خطوط آهن، مانند جرج هاجسن در بریتانیا و خانواده ی واندربیلت در ایالات متحده از بورس بازی و حقه بازی های مالی سودهای هنگفتی به جیب زدند. سودآوری Carnegie, Krupp و Fordنمونه هایی بودند که نشان می دادند با فعالیت اقتصادی نوآورانه می توان مقادیر هنگفتی انباشت کرد. سودهای IBM,Microsoft و Apple چنان قابل ملاحضه بود که آنها به سودآورترین بنگاه های اقتصادی تبدیل شدند. مجموعه ای از ابداعات، تولیدات و فرایندهایی که محصول انقلاب صنعتی اطلاعاتی و ارتباطی است، اشکال جدیدی از سرمایه گذاری، انباشت و تحقق تولیدرا ایجاد کردند.
خصلت متمایزکننده ای که در امواج بلند تکرار می شود این است که گرچه ابداعات در هر مورد، ابداعاتی منحصربه فرد و متفاوت بودند، اما مجموعه ابداعاتی پدیدار می شدند که به روشنی امکان کسب سودهای هنگفت را فراهم می آوردند؛ ابداعاتی که برتری تکنولوژی شان بر شیوه های پیشین تولید، محرز شده بود. البته همیشه بهبودهای خُرد و اندک وجود داشته اند اما در هر موج مورد مطالعه ما، ابداعاتی بودند که خبر از تغییرات بی سابقه در بهره وری و سودآوری می دادند. این ابداعات بسیار سودآور، رویدادهایی جداافتاده از هم نبودند، بلکه جزئی بودند از مجموعه ی به هم بسته ی ابداعات در محصولات، فرایندها و سازماندهی. در مواقعی ابداع یک فرایند جدید، موجب سودآوری های عمده می شد، اما در مواقع دیگر مجموعه ای از محصولات جدید این نقش را ایفا می کرد و در مواقعی نیز همانطور که در مورد خطوط مونتاژ فورد و یا در رابطه با اینترنت شاهد بودیم، تغییرات در سازماندهی نقش اصلی را داشت. اما در همه ی این موارد، توسعه ی اقتصادی و تکنیکی به هم وابسته بودند. موج کندراتیف که پس از رکود بزرگ و جنگ جهانی دوم آغاز شد همزمان بود با عصر نفت، اتومبیل، موتوریزه شدن و تولید انبوه، و تحت تاثیرابداعات چشمگیرو نیز تغیرات بزرگ اجتماعی قرار داشت .
3)ساماندهی اجتماعی، شامل تعیین دستمزد، سازماندهی کار، قانون کار و هنجارهای اقدامات اجتماعی دولت، یعنی تامین اجتماعی، خدمات عمومی و دیگر اشکال دستمزد غیرمستقیم است. ساماندهی اجتماعی عنصر اصلی ایجاد نظم اجتماعی و خلق مشروعیت است، اما این گرایش وجود دارد که ساماندهی اجتماعی در دوره های انقباض ( اقتصادی) ، با ملزومات انباشت سرمایه که نیازمند دگرگون کردن توزیع اجتماعی ارزش است، متناسب نباشد.
در واقع در دوره کسادی اقتصاد در موج بلند، بی تناسبی پارادایم فرصت های تکنولوژیک – اقتصادی جدید با چارچوب سامان اجتماعی، یعنی شرایط کار و شیوه ی پرداخت، شرایط تحصیلات حرفه ای و هنجارهای اجتماعی، قراردادها، سنن و فرهنگ اجتماعی، باعث ایجاد بحران های تعدیل می شود.
در مواردی تاریخ نشان داده که نیروی محرکه فرصت های جدید تکنولوزیک – اقتصادی می تواند آنچنان عظیم باشد که حتا در زمان بحران ساختاری تعدیل و بیکاری ساختاری، کل تولید صنعتی و یا تولید ناخالص داخلی را با حرکتی به سمت بالا روانه کند. به نظر می رسد این همان اتفاقی بود که در بریتانیای دهه ی 1830 و 1840 و ایالات متحده در دهه های 1880 و 1920 رخ داد. اما از طرف دیگر، رشد طوفانی صنایع نفت و اتوموبیل در دهه ی 1920 برای فائق آمدن بر گرایش نزولی اقتصاد امریکا و جهان در دهه ی 1930 کافی نبود. بحران های شدید سیاسی، منازعات بین المللی و بحران های پولی، همگی باعث بدتر شدن وضعیت شدند. امکان ظهور دومین انقباض بزرگ در دوره ی کنونی، نمونه اخیر را به یاد می آورد.
در هر صورت، همیشه در هر موج بلند، سطح بالای بیکاری ساختاری و تکرار شونده، نشانه ای است از این بحران های تعدیل. از قرن نوزده آمار بسیار اندکی در دست است، اما نشانه های بسیار محکمی وجود دارد مبنی بر وجود بیکاری های خیلی حاد در بریتانیا در دهه های 1830 و 1840 و بیکاری های گسترده در بیشتر کشورهای صنعتی در دهه ی 1880 بخصوص در آن کشورهایی که صنایع ماشینی در آنها پیشرفته تر بود. و نیز آمار فراوانی در دسترس است از بیکاری ساختاری شدید در دهه های 1920 و 1930 و بار دیگر در دهه های 1980 و 1990 تا به امروز که بیکاری ابعاد غیرقابل باوری به خود گرفته است. حتا در دوره ی رونق دهه ی 1920 در ایالات متحده، بخش هایی از اقتصاد مشکلات تعدیلی سختی را از سر می گذراندند، مانند معدن، کشتی سازی و راه آهن. در آلمان و بریتانیا بطور کلی صنایع سنگین و بویژه صنعت فولاد و صنعت کشتی سازی با مشکلات تعدیل ساختاری عمیق و گسترده ای مواجه شدند. در دهه ی 1980 صنعت اتوموبیل، صنعت نفت، صنعت مواد مصنوعی و بار دیگر صنعت فولاد از صنایعی بودند که با مشکلات تعدیل ساختاری درگیر بودند.کاملا واضح است که تغییرات اینچنین گسترده، مانند مکانیکی شدن، الکتریکی شدن، موتوری شدن و کامپیوتری شدن در هر دوره ای از بحران تعدیل ساختاری به منازعات مختلفی انجامیده است . عمق تضادهای اجتماعی که ممکن است در هر بحران ساختاری تشدید شود، بطور آشکار خود را در جدال های نیروی کار بازتاب می دهد.
4) و سرانجام این که ، تقسیم کار بین المللی، به سازمانبندی اقتصاد جها اشاره دارد و اتصال هر کشور در بازار جهانی و همچنین مناسبات آن کشور با دیگر اقتصادها را تبیین می کند. تقسیم کار بین المللی به مسائل مختلفی اشاره دارد از جمله اینکه چه کسی مواد خام را استخراج می کند، چه کسی محصولات صنعتی و خدمات پیچیده تولید می کند و چه کسی بر راه های ارتباطی و تکنولوژی های اطلاعاتی سلطه دارد. تقسیم کار بین المللی همچنین شامل پول وبازار ارز نیز می شود؛. یعنی تعیین نرخ ارز، ذخیره ی بین المللی و کنترل سرمایه گذاری و جریان های مالی بین المللی. تقسیم کار بین المللی سلسله مراتب قدرت ها را بر اساس مناسبات مالی، نظامی و سیاسی آنها تعیین می کند.
تغییرات در نظام مقررات (رژیم ساماندهی اجتماعی) چه در سطح ملی و چه در سطح بین المللی می تواند بین ملت ها و درون آنها منازعات ایدئولوژیک و سیاسی ریشه دار برانگیزاند. منازعات بر سر قوانین حمایتی غله در دهه های 1830 و 1840 در بریتانیا و درگیری های آتی بر سر اصلاحات در تعرفه در اواخر قرن نوردهم و آغاز قرن بیستم در همان کشور از این نوع منازعات بودند . تعرفه های حمایتی، در ایالات متحده، آلمان و ژاپن که همگی در حال صنعتی شدن و رقابت تکنولوژیک با یکدیگر بودند، تاثیر جدی داشتند. منافع اساسی ملی همیشه اهمیتی حیاتی داشته است و تنش هایی که بر سر مسائل تجاری بوجود می آید، می تواند منشاء اصلی تنش در مناسبات بین المللی باشد. مسابقه ی تسلیحاتی بین نیروی دریایی انگلستان و آلمان پیش از سال 1914 و همچنین پدیدار شدن سیاست نیومرکانتیلیستی دولت آلمان در چارچوب اتحادیه اروپا، نشانه ی این تنش است. جدول 1 دیدگاه ما را در رابطه با دگرگونی های معاصر با چهار معیار گفته شده خلاصه می کند.
سرمایه‌داری نئو لیبرال
افول در موج بلند
… -1980 سرمایه‌داری فوردیستی
بهبود در موج بلند
1975-1945
مالی سازی فوردیسم نظام انباشت
تکنولوژی اطلاعات تیلوریسم پارادایم تکنیکی اقتصادی
انعطاف پذیری قرارداد اجتماعی مقررات اجتماعی
جهانی سازی بین المللی سازی تقسیم کار بین المللی
جدول 1 – فوردیسم و نئولیبرالیسم
منحنی سرمایه‌داری معاصر
در آنچه به دنبال خواهد آمد به روشی رجوع می کنیم که می توان آن را «طیف نمایی»(spectrographie) نامید. در این روش با استفاده از مجموعه ی متجانسی از شاخص ها(که از آنها یک شاخص ترکیبی با معنایی ریاضی استخراج کرده ایم) دوره های بلند را توضیح می دهیم.(6) این شاخص ترکیبی با فاصله ی کمی به دنبال شاخص نرخ سود می آید(نمودار1).
شاخص ترکیبی تا اواخر دهه ی 1980 تقریبا مسطح است که در واقع نشان دهنده ی قدرت ساماندهی نظام است. اما از سال 1967 در ایالات متحده امریکا و سپس در باقی اقتصاد های مهم سرمایه‌داری در هنگام رکود عمومی سال های 1975-1974 و 1982-1980 نرخ سود در حال کاهش یافته است. نقطه ی عطف مهم، دهه ی 1980 بود که از آن به بعد نرخ سود علیرغم نوسانات عمده ی سالهای رکود 1993-1991 و 2002-2000 احیا می شود. (7)
با احیاء نرخ سود،”شاخص ترکیبی”، بهبودی پراهمیت و رشد ( اقتصادی ) تقریبا استثنایی را نشان می دهد. این بهبودی نشانه ی وقوع دگرگونی های عمده در ساختار سرمایه‌داری است.

نمودار2-شاخص ترکیبی و نرخ سود
متغیرهای استاندارد، برای تعاریف و منابع بنگرید به پیوست
پیش از پرداختن به اجزاء شاخص ترکیبی، لازم است به رشد بهره وری بپردازیم که یکی از خصلت های اساسی پویش های سرمایه‌داری است: همانطور که در نمودار می بینیم بهره وری و نرخ سود در دوره ی فوردیستی خط سیر مشابهی دارند؛ علت آن است که بهره وری منشاء سودآوری است. تضعیف بهره وری، علت افول سامان مولد و بعبارت دیگر بحران فوردیستی است.

نمودار3- نرخ رشد سرانه ی تولید ناخالص داخلی
به درصد، روندها رنگی، منبع: Armeco, Maddison(2008)
نتیجه ی دومی که می توان گرفت این است که از ابتدای دوران نئولیبرال، نرخ سود رشد کرد، اگرچه در مقایسه با دوران فوردیست، سطح بهره وری پایین تری بدست آمد. این امر بوضوح نشان می دهد که تولید سود برای خود راه ها و ابزارهای دیگری یافت.
نتیجه ی سوم سومی که از این شواهد و داده ها بدست می آید «اثر بومرنگی» جهانی سازی است: در ایالات متحده و اروپا سطح بهره وری کاهش یافته اما در اقتصادهای نوظهور که اکنون مراکز پویای سرمایه‌داری اند، سطح بهره وری جهش داشته است.
توزیع مجدد ارزش و تحقق آن
نکته کلیدی در شناخت شواهد موجود، درک تفاوت سهم کار و سهم سرمایه است. گفتیم که سطوح بهره وری در دوره ی نئولیبرال با دوره ی فوردیستی قابل مقایسه نبود ، در نتیجه وسیله ی اصلی برای ابقاء نرخ سود کاستن از سهم نیروی کار یا بعبارت دیگر افزودن بر نرخ استثمار بوده است. همانطور که نمودار 3 نشان می دهد از دهه ی 1980 به این طرف همین اتفاق می افتد:

نمودار4 – توزیع درآمد
منبع: بنگرید به پیوست
اما اگر ما در مرحله ی بازسازی نرخ سود قرار گرفته ایم پس باید با مشکل تحقق سرمایه مواجه باشیم؟ اگر کاهش نسبی دستمزدها منجر به فشرده شدن تقاضا شده، پس چه کسی کالاهای تولید شده را می خرد؟این همان استنطاق کینزی است که البته فقط به کینزگرایی محدود نمی شود: تضاد میان تقاضا و تحقق سرمایه، خصلت اصلی شیوه ی تولید سرمایه‌داری است. پاسخ سرمایه‌داری نئولیبرال به این تضاد، ایجاد بدهی بود. همانطور که در نمودار 3 می بینیم با استفاده از دادن اعتبار، سطح مصرف افزایش پیدا کرد.
رشد درآمدهای مالی(شاخص بازار سهام در نمودار3) با افزایش نابرابری مرتبط است(در همان نمودار 3). این منحنی ها مسیرهای یکسانی دارند.
اقتصاد جهانی
دومین ریشه ی مدل نئولیبرال، رشد اعتبار و بدهی در بسیاری از اقتصادها از جمله ایالات متحده بوده است. بین سال های 1980 تا 2002 تولید ناخالص داخلی ایالات متحده 21 درصد مجموع تولید ناخالص داخلی جهانی بود. سپس اقتصاد های نوظهور از سهم آن کشور کاستند تا آنکه سهم تولید ناخالص داخلی ایالات متحده در سال 2007 به 19 درصد رسید. مدل ایالات متحده بر پرمصرفی داخلی که موجب کسری تراز پرداخت ها می شود بناشده است. در امریکا نرخ پس انداز خانوار به سوی صفر متمایل شده است . این امر در نمودار 4 نشان داده شده و توازی بین کسری تراز پرداخت ها و پرمصرفی گویاست. در نتیجه، نیاز به سرمایه برای تامین مالی کسری ایالات متحده عامل مهمی در ایجاد مشکلات بین المللی بوده است، که لری سامر آن را «تراز وحشت مالی» می نامد.

نمودار5 – وضعیت اقتصاد جهانی
منبع: بنگرید به پیوست
در بازتولید مدل نئولیبرالی سه دهه ی گذشته، مالیه نقشی اساسی ایفا کرد. در واقع، نقش مالیه، انتقال ارزش و سرمایه و استحکام مدل بود. اما تضادهای این مدل بالا گرفت. اگرچه این نه کسری تراز پرداخت های ایالات متحده بلکه بحران وام های مسکن بدون اعتبار(subprime) بود که سقوط مالی را شعله ور ساخت. از آنجا که ادعاهای مالی در واقع حق دسترسی به توزیع ِ آتی ارزش افزوده اند، این امر منجر به انفجار «سرمایه موهوم »(fictious capital)(مارکس آن را اینگونه می نامد) شد. زیرا مقدار این ادعاهای مالی به نسبت ارزش افزوده ای که عملا در اقتصاد تولید شده بود بی تناسب بود. بحران هنگامی بروز کرد که این ادعاهای مالی ارزش [موهوم ] خود را از دست دادند. در نتیجه، این یک بحران مالی ساده نیست بلکه بحران نظام نئولیبرال است.
علاوه بر این، با گسترده شدن مدل نئولیبرالی و انباشته شدن کوهی از بدهی ها، این کاهش ارزش، تنش دیگری بوجود آورده است. در حالی که با تزریق نقدینگی هنگفت و ملی سازی بدهی های خصوصی، بانک ها نجات داده می شوند برنامه های ریاضت اقتصادی از مردم می خواهد که زیان بالقوه ی فعالیت های مالی را بپردازند. برنامه های ریاضت اقتصادی برای اعمال حق دسترسی به ارزش افزوده ی آینده ـ ارزش افزوده ای که سرمایه از آن چشم نمی پوشد ـ با خشونت اجرا می شود.
با این حال، با توجه به همبستگی ناپایدار نظام[نئولیبرال]، این فرایند منجر به انسداد نظام خواهد شد . سه تضاد نشانه ی این ناپایداری است.
اول تقسیم مجدد: نرخ مابه التفاوت(margin rate)، یعنی سهم سود از ارزش افزوده، در آمریکا به بالا ترین سطح خود در دوره ی پیش از بحران رسیده و در اروپا در حال احیاء است . [نظام] با بدست آوردن بهره وری بالاتر و بویژه با ثابت نگاه داشتن دستمزدها این امر را ممکن ساخته است . با این حال، کاهش مصرف، به معنای بهبود اقتصادی بدون ایجاد شغل است. به این علت است که رکود دیگری را می توان در چشم انداز دید. رکودی که بار دیگر نرخ سود را تهدید خواهد کرد.
دوم جهانی سازی است: گزارش اخیر سازمان ملل مدعی است که : « اقتصادهای پیشرفته مانع بهبود جهانی شده اند»(8) در واقع همانطور که در نمودار 5 می بینیم، جلو بردن پویش های سرمایه‌داری بر دوش اقتصاد های نوظهور بوده است. در طی دو دهه ی گذشته(2011-1991) تولید صنعتی در کشورهای پیشرفته 24 درصد افزایش داشت. در همین دوره رشد تولید صنعتی اقتصادهای نوظهور 4/2 برابر کشورهای پیشرفته بوده و سهم اقتصادهای نوظهور هم اکنون 51درصد صادرات جهانی است.این امر در تاریخ سرمایه‌داری سابقه نداشته و بیانگر وقوع تضادها و تغییرات بزرگی درآینده است.

نمودار6 – اقتصاد های نوظهور
منبع: CPB, Centraal Planbureau, World trade monitor
سوم سیاست بودجه است: تصحیح کسری تراز پرداخت ها نیازمند کاستن از هزینه های عمومی است و این امر خود موجب فشار به تقاضا و انقباض آن می شود. بحران بدهی های ملی(sovereign debt) این تضاد را تشدید کرده است. این که دولت آلمان لایحه ی دوجانبه سازی(mutualize) بدهی های عمومی از طریق انتشار اوراق قرضه یورو (eurobond) و بعنوان آخرین راه، مداخله ی قاطع بانک مرکزی اروپا در سیاست های پولی را رد می کند، نشان دهنده ی آن است که اتحادیه اروپا هنوز تمایلی ندارد مشکلات نهادی اش را حل کند و از تامین مالی بدهی های عمومی از طریق بازارهای واسطه گری دست بردارد. در نتیجه باید گفت یورو همچنان در خطر باقی خواهند ماند و ورشکستگی های بیشتری دور از انتظار نیست.
این تضادها بیانگر وجود ” مقرارات آشفته”ای است که به نوبه خود جزئی از مشکلاتی هستندکه در راه باز سازی مقررات اجتماعی وجود دارند. باز سازی مقررات اجتماعی، بخشی از بهبوداقتصادی و حرکت به سوی موج جدیدی از رشد و انباشت است .
تا آنجا که به تئوری امواج بلند توسعه ی کاپیتالیستی مربوط است، نتیجه ای که ما می گیریم این است که ما در دوران کشاکش تغییرات اجتماعی چشمگیری هستیم که چالش نئولیبرال بر ما تحمیل کرده. همسو شدن بحران بدهی ها، محدودیت های بودجه ای شدید و انقباض تقاضا، همراه با خطر رکودی دیگر در اروپا، دگرگونی قوانین بازار کار، کاهش دستمزدها و حقوق بازنشستگی، فضایی انفجاری بوجود آورده است . این یک بحران سیستمی است؛ نه تنها به دلیل پویش های درونی اش، بلکه همچنین به علت وضعیت نامعلوم استراتژی های مسلط فعلی.
به مدت سی سال پس از جنگ جهانی دوم، ما با سرمایه‌داری تنظیم شده ای سرو کار داشتیم که بر مصرف انبوه و افزایش دستمزدها مبتنی بود. پس از آن به مدت سه دهه سرمایه‌داری مقررات زدایی شده ای در قالبی نئولیبرال داشتیم که بالا بردن سطح تقاضا را با افزایش بدهی تامین می کرد. امروز اما نه شاهد افزایش دستمزدها هستیم و نه افزایش بدهی ها: تقاضا محدود شده است. سرمایه‌داری در مقطع گذار بین دو موج بلند کندراتیف قرار دارد و به همین علت به ریشه هایش بازگشته است: اکنون، آنچه به عنوان تنها راه حل برای آینده به اکثریت بزرگ مردم ارائه داده می شود پسرفت اجتماعی است.
پانویس
*میشل هوسُن پژوهشگر موسسه IRES در فرانسه و فرانچسکو لوچا در موسسه عالی اقتصاد و مدیریت در لیسبُن استاد اقتصاد است.
1)Dockès, Pierre and Rosier, Bernard (1983), Rythmes économiques. Crises et changement social, une perspective
historique, Paris : La Découverte/Maspéro
2) Kondratiev, N.D. (1992), Les Grands Cycles de la Conjoncture. Paris: Economica, edited by Louis Fontvieille; (1998), The
Works of Nikolai D. Kondratiev, edited by Warren Samuels and Natalia Makasheva, London: Pickering and Chatto
3) 4) Mandel, Ernest (1985), “Partially Independent Variables and Internal Logic in Classical Marxist Economic Analysis”,
Social Sciences Information 14(3), http://gesd.free.fr/mandel85.pdf ; (1995), Long Waves of Capitalist Development.
A Marxist Interpretation, London: Verso.
5) For a panorama, see Louçã, Francisco (1999), “Ernest Mandel and the Pulsation of History” in Achcar, Gilbert (Ed.),
The Legacy of Ernest Mandel, London: Verso, http://digamo.free.fr/loucapul.pdf; Freeman, C. and Louçã, F. (2002),
As Time Goes By – From the Industrial Revolution to the Information Revolution, Oxford: Oxford University Press.

6) تعاریف دقیق در پیوست ارائه شده. همه ی سری ها، استانداردشده و متغیرها center-reduced است یعنی هر مقدار به صورت انحرافی از میانه گرفته شده و بر انحراف معیار تقسیم شده است.
7)نرخ سود برای چهار اقتصاد سرمایه‌داری اصلی محاسبه شده: ایالات متحده، آلمان، فرانسه، بریتانیا(بنگرید به پیوست)
8) ONU (2011), World Economic Situation and Prospects 2011, http://tinyurl.com/wesp11
پیوست
منابع آماری
Ameco, European Commission database, http://tinyurl.com/AMECO11
Angus Maddison, Statistics on World Population, GDP and Per Capita GDP, 2008,

http://gesd.free.fr/amaddi.xls

Consumption/Wages: ratio of private consumption/wages, USA + European Union at 15. Source:
Ameco, http://tinyurl.com/AMECO11
Debt USA: debt of families USA. Source : Federal Reserve, Flow of funds, http://tinyurl.com/FlowFund
Financial globalization: ratio of the external claims to the world GDP. Source: Bichler, Shimshon and
Nitzan, Jonathan (2010), Imperialism and Financialism. A Story of a Nexus, September,

http://bnarchives.yorku.ca/294/

Inequalities: part of the richest 1% (8 countries). Source: Atkinson, Anthony, Piketty, Thomas and Saez,
Emmanuel, Top Incomes In The Long Run Of History, NBER Working Paper 15408, October 2009,

http://gesd.free.fr/aps2009.xls

Overconsumption USA: propension to consume of families. Source: Bureau of Economic Analysis
Profit share: part of profits in the value added (4 countries: USA, Germany, France, UK). Source: Ameco,

http://tinyurl.com/AMECO11

Profit rate: average of 4 countries (USA, Germany, France, UK). Source: Husson, Michel (2010), “The
debate on the rate of profit”, International ViewPoint n°426, July, http://hussonet.free.fr/debaproe.pdf
Stock Market: Dow Jones deflated by the implicit price of the USA GDP, http://www.djaverages.com/
Synthetic indicator: arithmetic average of the other indicators.
USA Deficit: Trade deficit as % of GDP. Source: Bureau of Economic Analysis

Bookmark the پیوند یکتا.

نظرات بسته شده است.