چه کسانی از ملی کردن نفت در آرژانتین وحشت دارند

سامان نو ، نشریه پژوهش های سوسیالیستی

سامان نو ، نشریه پژوهش های سوسیالیستی

-  سیروس بینا
- مترجم : داریوش پویان
- در 16 آوریل 2012 در یک کنفرانس مطبوعاتی، رئیس جمهورآرژانتین، خانم کریستینا فرناندز کیرشنر، کنترل 51 درصد تولید و مدیریت کمپانی نفتی YPE توسط دولت آرژانتین را اعلام نمود. با این اقدام، آرژانتین کنترل منابع زیر زمینی نفتی خود را بعد از دو دهه دوباره به دست آورد. YPE که خود قبلأ یک کمپانی قدیمی ملی بود، از سال 1993 در جریان خصوصی سازی های معمول این دوران، خصوصی شده بود. نکته اساسی در این اقدام خارق العاده، کنترل و حق حاکمیت دوباره توسط آرژانتین بود. در سال 1993، YPE توسط کمپانیRespol اسپانیا که خود زمانی ملی بود، خریداری شد. این تصاحب توسط Respol تمام ذخایری که در اختیار YPE بود را نیز شامل می شد. این ذخایر شامل دوسوم کل ذخایر Respol قبل از ملی کردن دوباره آن توسط آرژانتین بود. از آنجایی که Respol تنها یک سوم سودش را از این ذخایر تامین می کرد، می توان گفت که این کمپانی اسپانیایی، احتمالا از سیاست قدیمی مبتنی بر ” نشستن بر روی قرار داد های استعماری” Sitting on Concession پیروی می کرده. این سیاست دیرینه با غیر فعال نگاه داشتن مناطق مشخصی از حوزه تولید، توسط کارتل بین المللی نفت International Petroleum Cartel موسوم به ” هفت خواهران” اعمال می شده است.
نشانه دیگر احتمال پیروی این کمپانی ازسیاست ” نشستن بر روی قرار دادهای استعماری” (یعنی غیر فعال نگاه داشتن بخشی از استخراج ذخایر نفت و گاز طبیعی) ، این است که سود سهام این کمپانی اسپانیائی، علیرغم کاهش میزان تولید بین سالهای2001-2000 همزمان با رشد 20 درصدی تقاضای داخلی، افزایش داشته است. من درسفرم به آرژانتین، اقتصاد این کشور را علیرغم بحران اقتصاد جهانی، شکوفا یافتم، و دیدم که بر خلاف توصیه های رایج نئولیبرالی صندوق بین المللی پول، سیاست ضد ریاضت اقتصادی در این کشوربسیار نتیجه بخش بوده است. اقتصاد آرژانتین با رشد 9 درصدی در سال 2010، یکی از اقتصاد های به سرعت رشد یابنده در آمریکای لاتین می باشد. و اقدام اخیر دولت آرژانتین، این امکان را فراهم کرده که کشور در پاسخ به افزایش تقاضای داخلی، با بالا بردن ظرفیت تولید نفت، ذخیره ارزی خود را نیز که قبلا صرف خرید انرژی وارداتی می شد، افزایش دهد.
من در اواخر ماه مارس گذشته از سفر یک هفته ای خود به آرژانتین به همراه تیمی از اقتصاد دانان سرشناس جهان برگشته بودم. در جریان این سفر، ما ضمن سخنرانی ها و تبادل نظر ها، دشواری ها و تنگناهایی که امروز اقتصاد جهانی و آرژانتین با آن مواجه است را با اعضاء کلیدی دولت آرژانتین مورد بررسی و نقد قرار دادیم . من بطور مشخص به موضوع نفت و انرژی و روند دگرگونی تکاملی آن در دوران کارتلی شدن، کارتل زدایی و جهانی شدن مبتنی بر رقابت پرداختم . نتیجه بحث من این بود که نمی توان اقتصاد در هم فرورفته و مرتبط جهانی را از هم تفکیک کرد و یا به زور در گستره ی ذهنی “رقابت” (بخوانید عدم تحرک و مضحکه ی رقابت در سرمایه داری) جای داد، تا در فرایند این ” رقابت ناب” که جزیی ثابت از تحلیل از حقیقت گسسته و آگزیوماتیک اقتصاد دانان نئوکلاسیک است، جای بگیرد.
رقابت یک فرایند ترکیبی Synthetic است، و نه تصویری که در لحظه و در سطح نازل دید، به چشم می خورد. جهانی شدن نفت، فرایندی است که ریشه در جریان ملی شدن ذخایر نفت دارد که اوایل سالهای 1970 در اکثر قریب به اتفاق کشورهای تولید کننده نفت، به دنبال فروپاشی کارتل جهانی نفت (1972-1928 )عینیت یافته است. رقابت سرمایه داری ( و انگیزه ی انباشت سرمایه و جهت سرمایه گذاری در اجاره منابع نفتی) و ملی شدن ذخایر نفتی، هم در تئوری و هم در عمل، با یکدیگر سازگارند، زیرا این دو مقوله خود در چهارچوب تئوری ارزش، پیش شرط هائی تاریخی در جهت گلوبالیزاسیون بخش نفت بشمار می روند. ملی کردن ذخایر نفتی ( که نیز مکانیسمی برای تعیین اجاره تفاضلی می باشد) به هیچ رو مانعی برای کسب سود رقابتی در سطح کل جهان نفت توسط سرمایه خصوصی، که در استخراج و توسعه نفت صرف سرمایه گذاری می شود، نخواهد بود. بدون تردید، بازده رقابتی در مالکیت خصوصی ذخایر موجود، توسط میزان اجاره تفاضلی ( متناسب با بهره وری تفاضلی میدان های نفتی ) تعیین می شود، در حالیکه بازده رقابتی سرمایه در بخش نفت بستگی به میزان سرمایه ای دارد که توسط صاحب قرارد نفتی، سرمایه گذاری می شود. ادعای حقوقی مالکیت بر ذخایر نفتی حتی در اوج دوران قراردادهای استعماری توسط ” هفت خواهران” نیز، به ندرت مطرح بوده، و اگر هم عنوان شده باشد، کاملأ بی اساس است . استثنا در این میان، قانون تصرف Rule of Capture در آمریکاست که طبق آن، حق مالکیت بر زمین، شامل ذخایر زیر زمینی هم می شود.
بر خلاف تصورهای خیال پردازانه فرضیه های متداول (نئوکلاسیک) متعقد به ” رقابت ناب و یا رقابت ناقص”، رقابت واقعی نه ناب است و نه ناقص؛ بلکه کارزاری است میان سرمایه های رقیب که در بازار واقعی موجب تعیین قیمت اجاره تفاضلی نفت – و نه تعین قیمت ها بطور کلی – می شود. و بر خلاف آنچه که در کتب درسی اقتصاد مسلط نئوکلاسیک در غرب می بینیم، ما رانت نفتی داریم که این خود پدیده ای است توامان با قیمت رقابتی. به همین علت من به دولت آرژانتین تاکید کردم که واگذاری ذخایر نفتی متعلق به آرژانتین در سال 1993 ( در جریان تصاحب YPE توسط Respol) اگر کاملأ احمقانه نبوده، بدون تردید نابخردانه بوده است. با سهل انگاری، آنچه به مردم ارژانتین تعلق داشت، با اینچنین خصوصی سازی این ثروت ملی یک جا به یک کمپانی خصوصی واگذار شده بود، و از همان آغاز نیز قابل پیش بینی بود که این شرکت خارجی نسبت به منافع مردم آرژانتین بی تفاوت بوده است. به این ترتیب علاوه بر سود رقابتی ناشی از سرمایه گذاری، در این مدت اجاره تفاضلی نفت آرژانتین نیز به حساب بانکی سرمایه خارجی سرازیر می شده است. امروزه، هم از لحاظ تئوریک و هم به گونه ی عملی و در کوران تجربه، همزیستی میان کمپانی های دولتی نفتی و سرمایه های فراملی به وفور دیده می شود. به عبارت دیگر، چنان که بررسی های گوناگون خود از دیرباز نشان داده ام (هم از لحاظ تئوریک و هم از نظر عملی)، ملی شدن ذخائر نفت ــ در فرایند کارتل زدائی ویا در دوران پسا گلوبالیزاسیون سال های دهه ی 1970 (ویا گلوبالیزاسیون مناسبات سرمایه داری بطور کلی) ــ هیچگونه مغایرتی ندارد. وجود کمپانی های دولتی نفتی در ابوظبی، چین، برزیل، امارات، ایران، عراق، ایتالیا، کویت، مالزی، نیجریه، نروژ، عمان، پاراگوئه، روسیه، عربستان سعودی و ونزئولا بطور کلی گواه بر صحت نظریه ای است که واقعیت جهانی شدن نفت از سال 1970 تا کنون را به روشنی نشان داده است. حتی در آمریکا که “قانون تصرف” وجود دارد، زمین های عمومی Public landتوسط ” اداره مدریت زمین” که وابسته به وزارت کشور آمریکاست، اداره می شود. ذخایر گوناگون این زمین ها ( و دیگر ذخایر امریکا که در حوزه ایالتی نیستند و بطور عمده در زیر دریا قرار دارند) بطور متداول توسط دولت به نیابت از مالکین واقعی آن، یعنی مردم امریکا اجاره داده می شود. این واقعیت به روشنی نشان می دهد که همزیستی میان ملی کردن نفت و خصوصی سازی آن از طریق اجاره رقابتی، اصلی است که خود در بطن گلوبالیزاسیون تاریخی نفت می باشد.
با در نظر داشتن این واقعیت، دولت آرژانتین باید آگاه باشد که ادعای مطرح شده از طرف Respol مبنی بر پرداخت خسارتی معادل با ارزش بازار ذخیره های نفتی ملی شده توسط آرژانتین، پوچ و بی معنی است. چنین ادعایی در تضاد با حق حاکمیت صاحب اصلی این ذخایر است. و در این مورد مشخص، این ادعا در تضاد با حق مسلم مالکیت مردم آرژانتین بر ذخایر نفتی کشور است که هدف آغازین حاکمیت ملی بود. بنابراین هرگونه ادعای خسارت مشروع توسط Respol باید محدود باشد به ارزش منصفانه وسایل و تاسیساتی که ادعا می شود پیش از ملی شدن، متعلق به YPE بوده است. و این ارزش گذاری باید از طریق داوری بی طرف انجام گیرد.
علیرغم همه این ها، یک تحلیل گر ارشد نفت در شرکت Oppenheimer& Company در نیویورک شتابزده اعلام کرد: ” صنعت نفت در آرژانتین خود را برای یک خیزش آماده می کند، اما چنین اقدامی امکان دارد ان را در نطفه خفه کند”. من نمی دانم از چه چیز باید حیرت کنم؛ از فقر دانش اقتصادی در پس این ادعا و یا وقاحت در تلاش برای ایجاد هراس توسط گوینده. اما خوب، یک ضرب المثل انگلیسی می گوید : ” از نظر جوجه کوچولو ، سقف آسمان داره پائین میاد “. for Chicken Little the sky is falling
در اروپا، دولت اسپانیا با آغاز جنگ لفظی علیه آرژانتین و در مقام پدر خوانده یک شرکت خصوصی، خواهان کسب خسارت بیشتر از طریق قانونی است. و از این روش که ” وقتی اوضاع خراب است گاو همسایه را بدوش” پیروی می کند. اما شرکت یاد شده در نهایت انتخابی جز دریافت خسارتی معادل ارزش وسایل و تاسیسات خود در قبل ملی شدن نفت، نخواهد داشت.
برای کسانی که با ملی شدن نفت در ایران و خلع ید از کمپانی نفت ایران و انگلیس( BP کنونی ) در سال 1951 آشنا هستند، این شاید تکرار تاریخ باشد. در آن زمان دیدیم دولت انگلیس به رهبری وینستون چرچیل اقدام دولت ایران در ملی کردن نفت را محکوم کرد. چرچیل در نقش پدر خوانده کمپانی نفت ایران و انگلیس، که یک شرکت استعماری و از نظر مردم ایران اسب چوبی ترووایی بیش نبود، برای دخالت انگلستان در امور داخلی ایران، وارد جانبداری و جدال با دولت ایران شد. دولت چرچیل، نخست، ناو HMS Gambia را به همراه دو کشتی جنگی دیگر به آب های شمال خلیح فارس، نزدیک به پالایشگاه آبادان گسیل کرد و علیه دولت تازه تشکیل شده ی مصدق- یک حقوقدان تحصیل کرده سوئیس و آگاه از قوانین بین المللی- دست به قدرت نمایی زد. سپس دولت ملکه، با بردن کیفرخواست حقوقی مسخره ای علیه دولت ایران به دادگاه بین المللی لاهه، از ایران شکایت کرد، و بی شرمانه مدعی شد که ملی کردن نفت توسط ایران نقض قوانین بین المللی است، و دولت انگلستان همزمان به خراب کاری و دخالت بیشتر در امور ایران ادامه داد. این اما هنوز کافی نبود. فشار های مستمر چرچیل به امریکا یی ها بالاخره آنها را واداشت که بطور باور نکردنی، با زیر پا نهادن قوانین بین المللی، کودتای ننگین 1953 توسط CIA علیه حکومت مصدق را سازمان دهند.
در رابطه با ملی شدن نفت در آرژانتین، تراژدی جای خود را به کمدی داده است؛ بنا برگزارش ها، خانم کاترین اشتون، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا هشدار داده است که: ” این اقدام (ملی کردن نفت در آرژانتین) باعث ناامنی حقوقی برای همه شرکت های اتحادیه اروپا و شرکت های خارجی در آرژانتین خواهد شد”. باید به خانم اشتون یاد آوری کرد که عبارت کلی ” همه شرکت های اتحادیه اروپا و شرکت های خارجی در آرژانتین” هیچ گونه ربطی با این اقدام مشخص خانم کیرشنر، رئیس جمهور آرژانتین، در باز پس گیری حق حاکمیت بر منابع ملی، و در این مورد مشخص، بر نفت آرژانتین ندارد.
شاید لازم باشد بگویم که خانم اشتون را باید تشویق کرد که با اندکی شرم و حیا، تاریخ نه چندان دور کشورش را ورق بزند. پیشنهاد من به ایشان این است که مطالعه را از مدارک و اسناد مجرمانه ی تاریخ پر آوازه شرکت نفت ایران – انگلیس آغاز کند، و از بیان هر گونه اظهارات مشعشعانه علیه آرژانتین دست بر دارد.

این مقاله در هشتم ماه مه 2012 در “تایمز آسیا” به چاپ رسید.

http://www.atimes.com/atimes/Global_Economy/NE08Dj05.html

چندی پس از چاپ این مقاله تقریبا تمام دولت ها، شرکت ها و عناصری که به اصلاح شمشیر خود را به خاطر ملی کردن نفت علیه دولت آرژانتین از رو بسته بودند، چون دستشان به جائی بند نبود ظاهرأ از گردن کشی دست کشیده و تا این زمان به سکوت بسنده کرده اند.
سیروس بینا پرفسور ارشد اقتصاد در دانشگاه مینسوتا در امریکا ست. از او تا کنون چندین کتاب و مقالات بسیاری در مورد نفت و انرژی در جهان منتشر شده است. یکی از کتاب های او با عنوان ” نفت: ماشین زمان- سفری در ورای اقتصاد خیال پردازانه ی نئوکلاسیک و سیاست های هراس انگیز” در سال 2011 منتشر شده است. لینک: http://www.linusbooks.com/more_details.php?id=284
کتاب جدید او با عنوان “پیش در آمدی بر شالوده ی اقتصاد سیاسی: نفت، جنگ و جامعه ی جهانی” در ماه فوریه 2013 از انتشارات پال گریو مک میلان منتشر شده است. لینک:

http://us.macmillan.com/apreludetothefoundationofpoliticaleconomy/CyrusBina

Bookmark the پیوند یکتا.

نظرات بسته شده است.