تاریخ صد ساله ی جنبش های سوسیالیستی، کارگری و کمونیستی در ایران

سامان نو ، نشریه پژوهش های سوسیالیستی

سامان نو ، نشریه پژوهش های سوسیالیستی

نویسنده: یونس پارسا بناب
- ویراستار: ساسان دانش
-  جلد اول:
- از انقلاب مشروطیت 1284 تا انقلاب 1357
- فصل سوم: آزادی های دمکراتیک 1320 تا 1325
- درآمد
در بررسی تاریخی جنبش کمونیستی ایران، در دوره ی دیکتاتوری رضاشاه دیدیم که در شرایطی که استبداد سلطنتی حاکمیت داشت، تقی ارانی پس از هشت سال تحصیل و تحقیق در آلمان به ایران بازگشت و در سال 1311، فعالیت خود را در ترویج اندیشه های مارکسیستی با انتشار مجله ی “دنیا” آغاز نمود. ولی در سال 1314، مجله ی “دنیا” از طرف پلیس توقیف شد و سپس در اردیبهشت 1316، ارانی و تمام یاران و همفکران وی که مدتی بعد به “گروه 53 نفر” معروف شدند، توسط مأموران رژیم بازداشت شدند. ارانی در زندان در مقابل ناهنجاری ها و شکنجه مقاومت کرد و در دفاعیه ی تاریخی خود در دادگاه به اندیشه و نظرگاه های خود تأکید کرد. اعضای “گروه 53 نفر”، از 4 تا 10 سال محکوم گردیدند و خود ارانی در 14 بهمن 1318 در زندان درگذشت. طبق منابع مستند، از زمان تلاشی کامل گروه ارانی تا سرنگونی رژیم رضاشاه در ایران فعالیت متشکل دیگری از طرف کمونیست ها به وجود نیامد. با ورود قوای متفقین به ایران و سقوط رژیم رضا شاه در شهریور 1320، تمرکزی که سلطنت استبدادی، در طی بیست سال دیکتاتوری (1300 تا 1320) به تدریج ایجاد کرده بود، همانند دیواری شکسته، فروریخت و به این ترتیب دوره ی نوینی در تاریخ مبارزات مردم زحمتکش ایران شروع شد.
ورود نیروهای نظامی متفقین به ایران با اینکه ضربه ی محکمی به هیأت حاکمه ی ایران وارد ساخت و موجب تسریع رشد مبارزات متشکل دمکراتیک و ملی از یک سو و تشدید تضادهای درونی نیروهای درون حاکمیت از سوی دیگر گشت، ولی پایه ی مادی و سلطه ی اقتصادی و سیاسی آنان را متزلزل نساخت.
در دوره ی پس از اشغال ایران و پایان جنگ جهانی دوم (1320 تا 1324)، تضاد بین کشورهای آمریکا و انگلیس بر سر چپاول منابع ایران، به ویژه نفت و رقابت آنان برای گسترش نفوذ خود در جهت استثمار باز هم بیشتر نیروی کار ایران، تشدید یافت.
امپراطوری انگلستان که در موقعیت برتری نسبت به امپریالیسم آمریکا در ایران قرار داشت، با رقیب نوظهور خود، آمریکا که دارای قدرت اقتصادی سیاسی بزرگی شده بود روبه رو گشت. همچنین با پیشروی جنگ جهانی دوم و اشغال ایران و خلع و تبعید رضاشاه، نقش و موقعیت کشور شوروی در ایران دستخوش تحول قرار گرفت.
در این دوره ی نوین، مبارزه ی مردم جهان برای سرنگونی “متحدین” و فاشیسم هیتلری در جهت دستیابی به آزادی های ملی و دمکراتیک اوج بی سابقه ای یافت. اعتبار و موقعیت احزاب مارکسیستی و به ویژه حزب کمونیست شوروی در جریان نبرد استالینگراد (که پیشقراول آغاز و رشد پیروزی های بعدی نیروهای ضدفاشیستی علیه “متحدین” بود) بیش از پیش در سال های 1322 تا 1324 افزایش یافت.
در چنین شرایطی، چه از لحاظ مناسبات داخلی و چه از نظر بین المللی، تشکیل دوباره ی یک سازمان مارکسیستی به صورت ضرورتی برای رشد مبارزات دمکراتیک و انقلابی برای مردم ایران جلوه می کرد، برخی از گروه 53 نفر ارانی که پس از شهریور 1320 از زندان رژیم آزاد شده بودند، در 7 مهرماه 1320، به تشکیل “حزب توده ایران” اقدام کردند. همانطور که خواهیم دید تأسیس این حزب سرچشمه ی یک دوره ی نوین در جنبش کارگری و توده ای ایران گشت و عواقب مثبت و گاه منفی را با خود به همراه آورد.
در این بخش از فصل سوم، تاریخچه ی مختصر حزب توده ایران را در دوره ی اول آزادی های دمکراتیک (1320 تا 1325) در سه مقطع زیر مورد بحث و بررسی قرار خواهیم داد:
1 ـ فعالیت های حزب توده ایران از تأسیس در 7 مهرماه 1320 تا برگزاری کنفرانس ایالتی تهران.
2 ـ کنفرانس ایالتی تهران در مهر 1321.
3 ـ فعالیت های حزب، پس از کنفرانس ایالتی تهران تا تشکیل کنگره ی اول حزب در مردادماه 1325.
1 – فعالیت های حزب توده از مهرماه 1320 تا مهرماه 1321
همانطور که در فصل دوم شرح داده شد، پس از ورود متفقین به ایران و آزادی زندانیان سیاسی، بیست و هفت نفر از گروه معروف “53 نفر” تأسیس حزب توده ایران را اعلام کردند. در جلسه مؤسسان حزب که در هفتم مهرماه 1320 (درست سیزده روز پس از خلع رضاشاه از سلطنت) تشکیل گردید، شرکت کنندگان، یک هیأت 15 نفری به نام کمیته ی موقت انتخاب نمودند و سلیمان میرزا محسن اسکندری را که سال ها پیش رهبرحزب دمکرات ایران بود، به ریاست کمیته انتخاب نمودند.(1)
کمیته ی موقت پانزده نفری، بی درنگ اقدام به تدوین اصول اساسی مرام حزب نمود. مهم ترین مفاد این مرامنامه عبارت بودند از: حفظ استقلال و تمامیت ارضی ایران، برقراری رژیم دمکراسی و مبارزه علیه هر نوع دیکتاتوری، اصلاحات ارضی و اصلاحات اساسی در زمینه های فرهنگی، بهداری و بهداشت، تعدیل مالیات ها به نفع توده های مردم و ضبط اموال پادشاه سابق به نفع مردم ایران.(2) کمیته ی موقت، پنج ماه پس از تأسیس حزب، روزنامه “سیاست” را به عنوان ارگان مرکزی حزب که صاحب امتیاز آن عباس اسکندری بود، انتشار داد. در شماره ی اول این روزنامه، حزب چنین معرفی شد:
«مقصود از توده ایران که گفته می شود، توجه به یک قسمت معینی از مردم این مملکت نیست هر کس که در این سرزمین طرفدار آزادی فکر و عقیده بوده و به مملکت و سعادت اهالی آن علاقمند باشد برای تخفیف رنج بدبختان قدم بردارد و برای زیردستان در اجتماع همان حقوقی را که قانون به آنها اعطا کرده است بشناسد، خدمتگزار را در هر لباسی که هست تقدیر کند و جنایتکار را در هر مقامی که هست از خود براند و به دست عدالت بسپارد، ما از خود می دانیم.»(3)
شایان توجه است که با اینکه مرامنامه ی سیاست حزب ضرورتا مورد قبول بسیاری از اعضای قدیمی حزب کمونیست، همچون جعفر پیشه وری قرار نگرفت،(4) ولی از طرف برخی از روشنفکران و به ویژه طرفداران “گروه 53 نفر” معروف با استقبال روبه رو گشت.
فعالیت های حزب، در مدت یک سال پس از تأسیس در بین کارگران و پیشه وران نیز به سرعت گسترش یافت و تعداد اعضای آن در آستانه ی برگزاری “کنفرانس ایالتی” تهران به گفته ی رضا رادمنش(5) به 6 هزار نفر و طبق گفته ی صمد کامبخش(6) به بیش از 10 هزار نفر بالغ گردید. این رشد بی سابقه ی تشکیلاتی، بازتاب نمودار سیاست معتدل و برخوردهای محتاطانه ی رهبران حزب تازه تأسیس بود، اما حاکی از آمادگی و اشتیاق طبقات زحمتکش و روشنفکران ایران برای رهایی از استبداد و از سوی دیگر مبارزه علیه فاشیسم که پس از خلع و تبعید رضاشاه شدت یافته بود، به شمار می رفت. مبارزه علیه فاشیسم در این دوره به قدری شدت یافت که مؤسسان و اعضای “کمیته موقت حزب” در مناطق شمالی ایران به ایجاد “کمیته ضدفاشیستی” اقدام کردند. در نتیجه فعالیت های پرشتاب سرتاسری و انتشار مرتب روزنامه ی ضدفاشیستی “مردم”، حزب توده توانست در جریان یک سال پس از تأسیس، با عرضه داشتن شعارهای متناسب با خواسته های صنفی و سیاسی مردم و آموزش روش مبارزاتی به روشنفکران و کارگران و دهقانان، بیشتر آزادیخواهان را به خود جلب کند. به جرأت می توان گفت که حزب توده در آستانه ی افتتاح کنفرانس ایالتی تهران در مهرماه 1321، به یکی از بزرگ ترین احزاب سیاسی ایران تبدیل شده بود.(7)
2 – کنفرانس ایالتی تهران در مهرماه 1321
شرکت کنندگان در کنفرانس ایالتی حزب در تهران که در مهرماه 1321 (یک سال پس از تشکیل حزب) برگزار گردید، سلیمان میرزا محسن اسکندری را به ریاست کنفرانس انتخاب کردند.(8) سلیمان میرزا اسکندری، از شاهزادگان قاجار، در جوانی به اندیشه های سوسیالیستی روی آورد و در انقلاب مشروطیت شرکت فعال داشته است. او پس از فتح تهران و افتتاح مجلس دوم در 1288 (1909میلادی) از بانیان “حزب دمکرات ایران” بود و پس از حمله ی مشترک نظامی روس و انگلیس در 1290 (1911میلادی) متواری گشت و سپس در جریان جنگ جهانی اول، رهبری “کمیته نجات ملی” را برعهده داشت. سلیمان میرزا پس از کودتای رضاخان در سوم اسفند ماه 1299 (فوریه 1921میلادی)، رهبری فراکسیون سوسیالیست ها را در مجلس چهارم و مجلس پنجم به عهده داشت. در سال 1304 (1925میلادی) پس از جلوس رضاخان به تخت سلطنتی و تشدید استبداد، سلیمان میرزا تمام امتیازهای اجتماعی و سیاسی خود را از دست داد و تا تبعید رضاشاه، به عنوان یک تاجر خرده پا در تهران امرار معاش می کرد.(9) بدون تردید همکاری و حضور سلیمان میرزا در حزب توده و نقش او در جریان کنفرانس ایالتی تهران، به اعتبار و اهمیت حزب توده در این دوره، دوچندان افزود.
در این کنفرانس، تعداد 120 نماینده شرکت کردند که هر یک نمایندگی ده نفر از اعضای حزب را به عهده گرفتند. در ضمن در این کنفرانس به خاطر سمپاتی به کادرهای رهبری، 33 نفر از ایالات مختلف ایران و 87 نفر از خود تهران به عنوان ناظر شرکت داشتند. در این گردهمایی که یک هفته طول کشید، حزب موفق شد که برنامه ی خود را به صورت جامع تدوین کند و آن را تحت نام “سانترالیسم دمکراتیک” اعلام کند. اعضای کمیته مرکزی حزب که برای نخستین بار در این کنفرانس انتخاب شدند پانزده نفر از بانیان حزب توده ایران بودند.
به جز سلیمان میرزا اسکندری که به مقام دبیراول حزب انتخاب شد، دیگر اعضا عبارت بودند از: دکتر محمد بهرامی، دکتر مرتضی یزدی، نورالدین الموتی، عبدالحسین نوشین، علی کوباری، نصرت الله اعزازی، ابراهیم مه آذری، رضا روستا، دکتر فریدون کشاوز، اردشیر اُوانسیان، دکتر رضا رادمنش، علی امیرخیزی، ضیاء الموتی. چون اکثر این افراد در جریان دهه ی پرآشوب ولی به نسبت آزاد 1320 نقش های مهمی در تاریخ سیاسی ایران ایفا کردند، در اینجا به معرفی کوتاه آنها می پردازیم:
ـ دکتر محمد بهرامی (متولد تفرش در 1277)، تحصیل کرده ی دانشگاه برلین در علم پزشکی و یکی از اعضای “گروه 53 نفر” بود.
ـ دکتر مرتضی یزدی (متولد یزد در 1286)، استاد دانشگاه تهران و از جراحان معروف تهران و یکی از اعضای “گروه 53 نفر” بود.
ـ ایرج اسکندری، (متولد تهران در 1287)، برادر زاده ی سلیمان میرزا اسکندری، تحصیل کرده ی دارالفنون و دانشگاه پاریس در رشته ی حقوق، یکی از گردانندگان مجله ی “دنیا” در سال های 1312 تا 1314، سردبیر روزنامه ی “رهبر” ارگان حزب توده در 1321، و یکی از اعضای “گروه 53 نفر” بود.
ـ نوالدین الموتی (متولد الموت در 1275)، قاضی دادگستری از الموت و از اعضای “حزب دمکرات” در دهه ی 1290 بود.
ـ عبدالحسین نوشین (متولد مشهد در 1280)، از دوستان نزدیک گروه ارانی و معروف ترین کارگردان تئاتر بود. در جوانی به طور فعال در قیام کلنل محمد تقی خان پسیان در خراسان شرکت کرد و مدتی بعد به عنوان بهترین محصل از طرف دولت به فرانسه فرستاده شد که در امور تئاتر به تحصیل ادامه دهد. نوشین در اروپا به افکار مارکسیستی روی آورد و در جریان دستگیری “گروه 53 نفر” با اینکه با این گروه رابطه ی نزدیک داشت ولی چون در همان زمان به عنوان نماینده ی کارگردانان تئاتر ایران برای شرکت در یک کنگره ی جهانی به اروپا رفته بود، بازداشت نشد.
ـ علی کوباری (متولد رشت در 1279)، از بقایای جنبش کارگری دهه ی 1300، در شهر رشت و از کارمندان اداره ی مخابرات بود. او قبلا در جنبش جنگل به طور فعال شرکت کرده بود و از کادرهای فعال “حزب کمونیست ایران” در بسیج دهقانان گیلان در دهه ی 1300 به شمار می رود.
ـ نصرت الله اعزازی (متولد تهران در 1280)، قبلا در درون اتحادیه های کارگری اوایل دهه ی 1300 شرکت کرد و یکی از اعضای “گروه 53 نفر” بود.
ـ ابراهیم مه آذری (متولد تبریز در 1291)، از خانواده ی مشروطه طلب آذربایجان، مدتی بعد در اتحادیه های کارگری فعالیت کرد که در دهه ی 1310 به زندان افتاد. او پیش از دستگیری، کارگر کارخانه ی فشنگ سازی در نزدیکی تهران بود.
ـ رضا روستا (متولد رشت در 1285)، از مهم ترین شخصیت های تاریخ جنبش اتحادیه های کارگری ایران، فرزند یک دهقان از اهالی گیلان بود. روستا از اعضای “حزب سوسیالیست” اوایل دهه ی 1300 بود. او پس از عروج رضاشاه به عنوان کادر فعال “سازمان جوانان حزب کمونیست ایران” به مسکو رفت و در آنجا به تحصیل مشغول شد. درسال 1308، از طرف کمینترن برای فعالیت بین کارگران به ایران فرستاده شد. روستا در جریان فعالیت در سال 1310 پس از تصویب “قانون سیاه” ضداشتراکی دستگیر شد و به ده سال زندان محکوم گشت. او در زندان با اعضای “گروه 53 نفر” که در زندان بودند، آشنا شد.
ـ دکتر فریدون کشاورز (متولد رشت در 1290)، دکتر طب در تهران، فرزند یک تاجر گیلانی بود و تحصیلات خود را در پاریس به اتمام رسانید. پس از خلع و تبعید رضا شاه، کشاورز توسط سلیمان میرزا به حزب توده معرفی شد و عضو “گروه 53 نفر” نبود.
ـ اردشیر اُوانسیان (متولد ارومیه در 1293)، از ارامنه ایران، در اوایل دهه ی 1310 رهبر سازمان جوانان حزب کمونیست ایران بود. اردشیر اُوانسیان پیش از آن، یکی از کادرهای سازماندهان اتحادیه های کارگری بود؛ پس از دوسال تحصیل در مسکو و بازگشت به ایران، دستگیر شد و به یازده سال حبس محکوم گشت. او نیز مثل روستا در زندان با گروه “گروه 53 نفر” آشنا شد. اُوانسیان کتاب هایی درباره ی مارکسیسم نوشته و پس از تشکیل حزب توده، یکی از برجسته ترین تئوریسین های حزب در دهه ی 1320 محسوب می شد.
ـ رضا رادمنش (متولد لاهیجان در 1285)، از تحصیل کرده های فرانسه در علم فیزیک بود. با اینکه از خانواده ی فئودال بود، ولی در دوران جوانی به جنبش جنگل در گیلان کمک شایانی کرد و سپس به حزب سوسیالیست پیوست. زمانیکه در اروپا مشغول به تحصیل بود، ارانی را ملاقات کرد و تحت تأثیر او به آموزش های مارکسیستی روی آورد و مدتی بعد به عنوان یکی از اعضای “گروه 53 نفر” به پنج سال زندان محکوم شد. پس از تشکیل حزب توده، رادمنش به خاطر انتشار روزنامه ی “مردم” بین جوانان شهرت یافت.
ـ علی امیرخیزی (متولد تبریز در 1274)، از مسن ترین اعضای کمیته مرکزی، از فعالان سیاسی قدیم ایران بود. برادر امیرخیزی از سردبیران رونامه ی “تجدد” در دوره ی حکومت شیخ محمد خیابانی در شهر تبریز (سال 1299) بود. خود ِ امیرخیزی در آن زمان یکی از اعضای فعال جنبش جنگل نیز بود و پس از شکست جنبش جنگل در گیلان و جنبش خیابانی در تبریز به حزب سوسیالیست پیوست. در آغاز دهه ی 1310، او به عضویت حزب کمونیست ایران درآمد و در جریان فعالیت در جهت تشکیل اتحادیه ی معلمان به طور موقت به زندان افتاد. امیرخیزی در آغاز دوره ی آزادی های دمکراتیک، زمانی که در یک کارخانه قوطی سازی مشغول کار بود، به عضویت حزب توده درآمد.
ـ ضیاء الموتی (متولد الموت در 1292)، برادر نورالدین الموتی، از کارمندان رتبه ی دوم وزارت راه در استان مازندران بود. او نیز قبلا در حزب سوسیالیست در اوایل دهه ی 1310 عضویت داشت و یکی از اعضای “گروه 53 نفر” بود.(10)
3 – فعالیت های حزب، پس از کنفرانس ایالتی تهران تا تشکیل کنگره ی اول حزب در مرداد ماه 1325
با توجه به فضای آزادی های نسبی که در جامعه ایجاد شده بود و پایان موفقیت آمیز کنفرانس ایالتی تهران، مجموعه ی این شرایط سبب ساز انگیزه ای برای حزب توده شد که بیش از پیش به کادرهای باتجربه و تحصیل کرده ی خویش تکیه کند و فعالیت های سیاسی خود را گسترش بخشد، در نتیجه حزب توده به تدریج به یکی از قوی ترین احزاب ایران در این دوره تبدیل گشت. بی شک شیوه های تبلیغاتی حزب در این دوره، به ویژه در زمینه ی مطبوعات، نقش مؤثری در محبوبیت و موفقیت حزب ایفا کرد. به نظر می رسد که بررسی برخی نکات این فعالیت ها، به فهم و درک آن دوران یاری رساند.
مطبوعات
پس از ایجاد حزب توده، کادر رهبری، ارگان اول حزب را به نام “سیاست” در پاییز 1320 انتشار داد. در نخستین شماره ی این روزنامه که در تاریخ سوم اسفند ماه 1320 منتشر شد، مرامنامه ی حزب نیز به چاپ رسید. مطالعه ی این مرامنامه به روشنی نشان می دهد که حزب توده ایران از نظر اصول سیاسی و نگرشی، یک سازمان ضدفاشیستی و دمکراتیک بود، ولی در ارتباط با امور بین المللی، از شوروی جانبداری می کرد. سردبیر”سیاست” عباس اسکندری بود.
در این زمان به جز روزنامه ی “سیاست”، حزب توده روزنامه ی دیگری را نیز با عنوان “مردم” منتشر نمود که به طور کلی می توان گفت مواضع و فعالیت های ضدفاشیستی حزب را منعکس می ساخت. این روزنامه به خاطر اخذ مواضع ضد آلمان هیتلری و گزارش های جامع راجع به نبرد استالینگراد، خوانندگان و مخاطبان بسیاری پیدا کرد. صاحب امتیاز “مردم” صفر نوعی و سردبیر آن عباس نراقی بود. این روزنامه به طور مرتب منتشر می شد تا اینکه در آذر ماه 1321، از طرف فرمانداری نظامی توقیف شد.(11) تقریبا چهارماه پس از توقیف “مردم”، حزب دوباره موفق شد که دوره ی دوم آن نشریه را اما این بار تحت نام “نامه مردم” منتشر سازد. صاحب امتیاز و مدیر مسئول این دوره ی نشریه، دکتر رضا رادمنش بود. انتشار “نامه مردم” به طور مرتب تا دی ماه 1325 و سرکوب جنبش های آذربایجان و کردستان ادامه یافت.
در مهر ماه 1321، پس از برگزاری نخستین کنفرانس ایالتی حزب در تهران روزنامه ی “رهبر” به مدیریت ایرج اسکندری و به سردبیری احسان طبری منتشر شد. این روزنامه به خاطر همکاری دیگر رهبران حزب، همچون محمد پروین گنابادی، احمد قاسمی و انور خامه ای به تدریج به یک نشریه نیرومند تبدیل شد و تیراژ آن در سال 1325 به صد و بیست هزار رسید که حتا با معیارهای امروزی نیز تیراژ آن حیرت انگیز و باور نکردنی به نظر می رسد. نشریه ی “رهبر” به خاطر مواضع ضدارتجاعی و ضد فاشیستی که اتخاد می کرد و از طرفی فساد مالی و دزدی های درون هیأت حاکمه ایران را فاش می ساخت، در این دوره هفت بار از سوی مقامات دولتی توقیف شد. هر بار که این نشریه توقیف می شد، دیگر نشریه هایی که در داخل ائتلاف مطبوعاتی “جبهه آزادی” عضو بودند، نقش و وظیفه ی “رهبر” را به عهده می گرفتند. (12)
در سال های 1322 تا 1323، هربار که نشریه ی “رهبر” توقیف می شد، روزنامه ی “رزم” ارگان مرکزی سازمان جوانان حزب، به مدیریت دکتر فریدون کشاورز به جای آن ایفای نقش می کرد. ولی در جریان سال 1324، وقتی که نشریه ی “رهبر” برای پنجمین بار از طرف فرماندار نظامی توقیف گشت، نشریه های متعددی وظیفه ی “رهبر” را به عهده می گرفتند و هر یک پس از یک یا چند شماره انتشار به سرنوشت “رهبر” دچار می شدند. مهم ترین این نشریه ها عبارت بودند از: “افق آسیا ” (صاحب امتیاز و مدیر مسئول دکتر اسدالله زهری)، “ندای حقیقت” (صاحب امتیاز و مدیر مسئول دکتر وزیری)، “منشور” (صاحب امتیاز بنی صدر)، “شعله ور” (صاحب امتیاز و مدیر مسئول شعله ور) و “شمشیر امروز” (صاحب امتیاز و مدیر مسئول موسی خلیلی). (13)
در آستانه ی سرکوب جنبش آذربایجان، در آذرماه 1325 ، نشریه ی “رهبر” برای هفتمین بار، توسط فرمانداری نظامی توقیف شد و عمر این نشریه پس از انتشار 890 شماره به پایان خود رسید. از دیگر نشریه های حزب توده که طی سال های 1321 تا 1325، انتشار یافتند و از محبوبیت و اعتبار بسیار در میان مردم برخوردار بودند، می توان از “ظفر”، “رزم”، “بشر” و “شهباز” نام برد. نشریه ی “ظفر” به عنوان ارگان شورای مرکزی “اتحادیه های کارگران و زحمتکشان ایران” همزمان با تأسیس “شورای متحده ی کارگران” آغاز به کار کرد و نخستین شماره ی آن در تیرماه 1323 منتشر شد. صاحب امتیاز و مدیر مسئول این نشریه، رضا روستا از سران سرشناس حزب توده و در ضمن دبیر “شورای متحده ی کارگران” بود. رضا روستا، سرمقاله های نشریه ی”ظفر” را تحت نام “ره سا” می نوشت. نشریه ی “ظفر” نیز چندین بار همانند نشریه ی “رهبر” توقیف شد و هربار، دیگر نشریه ها جایگاه آن را پر می کردند و انتشار می یافتند. از جمله نشریه هایی که این نقش را به خوبی ایفا می کردند، می توان از “بشر”، “شهباز” و “آتشبار” (صاحب امتیاز و مدیر مسئول ایرج زند پور) نام برد. انتشار نشریه ی “ظفر” تا بهمن ماه 1327 ادامه داشت.
روزنامه ی “بشر” که نقش مکمل “ظفر” را ایفا می کرد، در آبان ماه 1324 شروع به انتشار کرد و صاحب امتیاز و مدیر مسئول آن دکتر نورالدین کیانوری بود. نشریه ی “بشر” نیز تا بهمن ماه 1327 انتشار می یافت.
نشریه ی “شهباز ” و روزنامه ی “شجاعت”، “سوگند”، “پیک صبح” و “زمان نو” از زمره نشریه هایی بودند که در سال های 1322 تا 1325، از طرف حزب توده انتشار یافته و برای خود خوانندگان متنوع و بسیاری را پیدا کردند. (14)
افزون براین، در این دوره حزب توده با مشارکت مستقیم خویش در”جبهه ی آزادی مطبوعات” بسیار فعال بود که از طرف ژورنالیست های طرفدار آزادی و دمکراسی در سال های 1322 تا 1324 تشکیل یافته بود. برپایی “جبهه ی آزادی مطبوعات”، یکی از مهم ترین رویدادهای تاریخ مطبوعات ایران محسوب می شد. با اینکه این تشکل، با هدف مبارزه با خود کامگی، استبداد و تحدید مطبوعات از سوی دولت، دربار و دیگر گروه های ضد آزادی بود، به علت کارشکنی های طرفداران دربار و دولت انگلستان، دوام نیاورد و پس از یک سال و نیم از هم پاشید، ولی به خاطر خدماتی که در جهت رشد کیفی ژورنالیسم ایران کرد و روش های متنوعی را درعرصه ی گزارشگری و ستون نویسی در آن زمان ارایه داد، در نوع خود بی نظیر بود.
“جبهه ی آزادی مطبوعات” در مرداد ماه 1322 با همکاری سردبیران و مدیران مسئول چندین نشریه ی مختلف، طی نشستی تأسیس یافت. در این ائتلاف ضد فاشیستی، شرکت کنندگان تصمیم گرفتند که تحت همان اسم یک نشریه ی روزانه نیز منتشر سازند. نشریه ی “جبهه ی آزادی” نزدیک به یک سال انتشار یافت و تا آن زمان انتشار چنین نشریه ای در تاریخ مطبوعات ایران سابقه نداشت. (15)

نشریه های درون ائتلاف “جبهه ی ازادی مطبوعات” عبارت بودند از:
- “آزادگان” به مدیریت عزت پور
- “آژیر” به مدیریت و سردبیری جعفر پیشه وری
- “باختر” به مدبریت حسین فاطمی
- “تجدد ایران” به مدیریت محمد طباطبائی
- “خورشید ایران” به مدیریت پازادگاد
- “داد” به مدیریت ابوالحسن عمبدی نوری
- “دماوند” به مدیریت فتاحی
- “رهبر” به مدیریت ایرج اسکندری
- “ستاره” به مدیریت احمد ملکی
- “صدای ایران” به مدیریت صادق سرمد
- “مردم” به مدیریت رضا رادمنش
- “نجات ایران” به مدیرین زین العابدین فروزش
- “محیط” به مدیریت محیط طباطبائی
- “فرمان” به مدیریت شاهنده
“جبهه ی آزادی مطبوعات” در مدت یک سال پس از تشکیل خویش، به یکی از بزرگ ترین مراکز ائتلافی در ایران تبدیل شد و در آغاز سال 1325 نزدیک به پنجاه روزنامه و مجله که به طورعمده ضد انگلیس بودند، در این ائتلاف عضویت داشتند. جواد زاده (پیشه وری) که از کوشندگان اصلی این جبهه بود، مدتی بعد در مورد تشکیل آن در روزنامه ی “آژیر” چنین نوشت:
« روزنامه ی “آژیر” هم از آغاز تشکیل “جبهه ی آزادی” عضو وفادار آن بود. زیرا ما اتحاد و ائتلاف تمام عناصر ترقی طلب و آزادی خواه را شرط اول پیروزی در نبرد با خطر روز افزون اعاده ی استبداد و زورگویی و فعال مایشائی می دانیم. ».(16)
“جبهه ی آزادی مطبوعات”، به موازات مبارزه با استبداد و طرفداری از آزادی مطبوعات و احزاب، متحد مهم حزب توده در مبارزات انتخاباتی مجلس چهاردهم در سال های 1322تا 1324 بود. اما وقتی که شرایط سیاسی در سطح بین المللی دستخوش تحول گشت و جنگ جهانی دوم به پایان رسید، اختلاف های بین آمریکا و انگلیس و شوروی نیز بروز و تشدید یافت و در ایران طرح امتیاز نفت در مجلس چهاردهم مطرح گردید، تمام نشریه های سیاسی چه در داخل “جبهه ی آزادی” و چه در خارج از آن از صف بندی های دوران جنگ جهانی دست برداشته به نیرو بندی های جدید تقسیم شدند؛ بخشی از این ارباب جراید به اردوی سید ضیاء الدین طباطبائی پیوسته و به نفع منافع انگلیس در ایران موضع گرفتند و بخش دیگر به ویژه مطبوعات “حزب توده ی ایران” شعار “امتیاز نفت به شمال” را تبلیغ کردند؛ برخی دیگر نیز در انتظار شکست انگلیس و پیروزی و تسلط آمریکای نوخاسته بر منابع نفت ایران سکوت کردند. تنها یک بخش از جراید به آرمان های ملی و استقلال طلبانه ی مردم ایران وفادار ماند و تا به آخر در کنار دکتر محمد مصدق در مجلس چهاردهم به نفع “قانون منع اعطای امتیاز به کشورهای خارجی” موضع گرفتند.
شایان ذکر است که با اینکه فروپاشی “جبهه ی آزادی” مطبوعات، حزب توده را از وجود یک حامی مطبوعاتی محروم ساخت ولی حزب به گسترش خود در گستره ی مطبوعاتی در سال های 1323 تا 1325، ادامه داد.
در دوره ی 1321 تا 1325، که دوره ی گسترش و بسط حزب توده محسوب می شود(17)، حزب توده در شهرهای بزرگ ایران شاخه های خود را ایجاد کرد و موفق به انتشار دوازده روزنامه ی مهم در آن شهرها گردید که عبارت بودند از :
“رهبر یزد” در یزد، “راه راست” در قزوین، “راستی” در قزوین، “راهنما” در همدان، “آذربایجان” در تبریز، “صوت” در رشت، “جودت” در اردبیل، “صفا” در ساری، “ترکمن سسی” (صدای ترکمن) در ترکمن صحرا، “گرگان” در گرگان، “بیستون” در کرمانشاه و “آهنگر” در اصفهان.
سازمان های توده ای
در جریان سال 1323، زمانی که حزب توده پایه های وسیع خود را در شهرهای ایران بسط می داد، گروهی از فعالان با تجربه اتحادیه های کارگری دهه 1300، با پشتیبانی حزب توده موفق به ایجاد “شورای متحده مرکزی اتحادیه های کارگران و زحمتکشان ایران” شدند. این شورا به زودی توانست نزدیک به شصت اتحادیه ی کوچک کارگری از شهرهای مختلف ایران را به عضویت خود در آورد. در پایان سال 1323، طبق منابع دولتی انگلیس، شمار کارگرانی که به عضویت اتحادیه های عضو شورا در آمدند نزدیک به صد هزار نفر می رسید.
رضا روستا، از رهبران حزب توده که برای تأمین وحدت این اتحادیه ها کوشش فراوان کرده بود، به سمت دبیر اول شورای متحده انتخاب شد و روزنامه ی “ظفر” به عنوان ارگان شورا تعیین گردید. در بهار 1325، در آستانه ی جشن اول ماه مه، کارگران نفت خوزستان به ویژه در آبادان، تشکیل اتحادیه ی خود را اعلام کردند و به شورای متحده پیوستند. به این ترتیب، پس از پنج سال مبارزه ی علنی و دادن قربانی های فراوان، اتحادیه های کارگری در سراسر کشور ایران سازمان یافتند.(18)
پس از آنکه در جریان دو سال اول تشکیلات، حزب توده به سرعت رشد یافت، در کنگره ی اول حزب در مرداد ماه 1323، اعضای شرکت کننده تصمیم گرفتند که فعالیت های حزب را به روستاها معطوف سازند و به سازماندهی دهقانان نیز بپردازند. در جریان این تصمیم، در پاییز 1323، حزب توده به تشکیل “اتحادیه دهقانان” اقدام کرد. در عرض یک سال و نیم پس از ایجاد اتحادیه، حزب موفق شد که در روستاهای گیلان، مازندران، خراسان، کرمان، کرمانشاه، اصفهان و فارس تشکیلات دهقانی دایر کند.
به نظر می رسد، نقطه اوج مبارزات دهقانی در دوره 1321 تا 1325، دستاوردهای جنبش آذربایجان در سال 1325 بود که در واقع به اصلاحات ارضی، توسط حکومت دمکرات ها در آذربایجان منجر شد. این اصلاحات، ضربه ی مهلکی بر شالوده ی نظام ارباب – رعیتی وارد ساخت و موجب تحولات بسیاری در آذربایجان گشت. با اینکه یورش خونین ارتش شاه به آذربایجان، بسیاری از دستاورد های مبارزات دهقانی و اصلاحات ارضی را نابود ساخت و به دنبال غیر قانونی اعلام کردن حزب توده ی ایران در اواخر سال 1327، اتحادیه ی دهقانان نیز منحل گردید، ولی جنبش دهقانان در این دوره سرآغاز یک دوره ی طولانی در تاریخ جنبش دهقانان ایران در دهه های بعدی گشت.(19)
به غیر از کار و فعالیت در میان کارگران و دهقانان، در این دوره هیأت رهبری حزب ( نورالدین الموتی، ایرج اسکندری و دکتر محمد بهرامی ) پس از استحکام پایه های تشکیلاتی حزب در تهران، به تدریج در شهرستان های ایران نیز، با ایجاد شعبه فعالیت خویش را گسترش داد. در نتیجه، همکاری بخشی از اعضای سرشناس و روشنفکر احزاب مختلف سوسیال دمکرات و سوسیالیست را به سوی حزب توده جلب کرد.
معروف ترین این افراد عبارت بودند از: فریدون توللی و یارانش از شیراز، محمد پروین گنابادی از مشهد و تقی فداکار از اصفهان. افزون براین، به خاطر محبوبیتی که در این دوره حزب توده به طور روزافزونی در بین روشنفکران و جوانان کسب کرده بود، بخش های مهمی از پایه های حزب سوسیالیست (شهید زاده)، حزب آزادی (حسن ارسنجانی) و شعبه ی تهران حزب سوسیالیست (ابوالفضل لواسانی) در سال 1325، به حزب توده پیوستند. در همان سال انشعاب بزرگی در درون حزب میهن (عبدالقدیر آزاد) نیز به وقوع پیوست و شعبه های این حزب در شهرهای رشت، گرگان و خراسان به حزب توده ی ایران پیوستند.(20)
حزب توده و روشنفکران
چشمگیرترین و با اعتبارترین پایگاه اجتماعی حزب توده ی ایران، در دوره ی اول آزادی های دمکراتیک (1320-1325)، در واقع، میان روشنفکران به ویژه نویسندگان و شاعران ایران متحقق شد. در این دوره، پژوهش گران و نویسندگانی که نه تنها مخالف حزب، که بدون شک ضد آن نیز بودند؛ مانند شجاع الدین شفا، سید حسن تقی زاده، محمد حجازی نویسنده ی رمان های معروف “زیبا” و “هما” و علی دشتی، رمان نویس و روزنامه نگار و نماینده ی مجلس، ولی تعداد این روشنفکران به سختی ده درصد کل آنان را در بر می گرفت. به جرأت می توان گفت که در اواسط سال پر تلاطم 1325، سی درصد روشنفکران (نویسنده، شاعر، پژوهش گر، نمایشنامه نویس) و دیگر اقشار روشنفکر ایران، یا عضویت در حزب توده را پذیرفته بودند و یا به طور فعال برای حزب کار می کردند. اکثریت بقیه ی روشنفکران نیز (نزدیک به 50 درصد) یا سمپات و طرفدار حزب بودند و یا به شدت تحت تأثیر مواضع سیاسی حزب توده در امور داخلی و مسایل بین المللی قرار داشتند.(21)
به غیر از بزرگ علوی (نویسنده ی “چمدان” و “چشمهایش”)، عبدالحسین نوشین (کارگردان و نمایشنامه نویس تئاتر نوین ایران)، فریدون توللی (شاعر)، رسول پرویزی (نویسنده ی رمان “شلوار های وصله دار”)، جلال آل احمد (مقاله نویس که پس از مدتی با انتشار کتاب “روز ازنو، روزی ازنو” معروف شد)، احمد آرام (مترجم و شاعر) و ابراهیم گلستان (نویسنده ی با ذوق که مدتی بعد در دهه ی 1340، به عنوان کارگردان سینما شهرت یافت) که یا عضو بسیار ساده و حتا کادرهای رهبری حزب بودند، تعداد بسیاری از نویسندگان و شاعران معروف نیز با اینکه عضو رسمی حزب نبودند ولی سمپات و طرفدار جدی سیاست های حزب توده بودند.
معروف ترین این روشنفکران عبارت بودند از: علی اسفندیاری (نیما یوشیج، پرچمدار شعر نو)، محمد ملک الشعرای بهار (مظهر زنده ی شعر کلاسیک ایران در دهه ی 1320) و صادق هدایت ( نویسنده ی نامدار ادبیات معاصر ایران). بر اساس برخی از منابع مستند، نیما (متولد 1247 خورشیدی در یوش) تا آخر عمر خود (سال 1337)، از حزب توده حمایت کرد.
ملک الشعرای بهار، با اینکه در سال 1325، به عضویت حزب تازه تأسیس دمکرات، ایران تحت رهبری قوام السلطنه درآمد، ولی بر پایه ی برخی مشاهدات مستند، تا آخر عمر همکاری خود را با حزب توده ادامه داد. او یک سال پیش از مرگش در بهار 1330، ریاست انجمن هواداران صلح را که از طرف حزب توده سازمان دهی شده بود به عهده گرفت.
صادق هدایت، بر خلاف نیما و ملک الشعرای بهار، پس از سقوط و شکست جنبش آذربایجان در سال 1325، از فعالیت های سیاسی به کلی کناره گیری کرد و دوباره به خارج کشور مهاجرت کرد و پس از چهار سال در اواخر 1329 (سه ماه پیش از آغاز زمامداری مصدق)، در شهر پاریس خودکشی کرد.
علاوه بر روشنفکرانی که به آنها اشاره شد و به درستی در آن دوره هر کدام به نوبه ی خود “گنجینه های” بی همتا و منحصر به فرد بودند، حزب توده موفق شد که همکاری و حمایت بسیاری از روشنفکران میان سال آن دوره را که در جامعه مطرح شده بودند و مدتی بعد در سال های 1330 تا 1340، نام آنها بر سر زبان ها بود، به سوی خود جلب نماید. برخی از این روشنفکران هنرمند عبارت بودند از:
- صادق چوبک، نویسنده ی “خیمه شب بازی” (مجموعه داستان های کوتاه)
- محمود اعتماد زاده (به آذین)، مترجم نمایشنامه ی “اتللو” و نویسنده ی مجموعه داستان های کوتاه “به سوی مردم” و داستان “دختر رعیت”
- محمد افراشته، سردبیر روزنامه ی فکاهی “چلنگر”
- سعبد نفیسی، محقق و نویسنده ی معروف
- احمد شاملو، شاعر و پیرو نیما یوشیج در زمینه ی شعر نو
- محمد معین، استاد ادبیات فارسی در تاریخ ایران.
در این دوره، حزب توده در میان روشنفکران نسل جوان نیز محبوبیت قابل ملاحظه ای به دست آورد و از پشتیبانی آنان نیز بهره مند گشت. بعضی از شاعران معروف جوان این دوره عبارت بودند از: فخرالدین گرگانی، نادر نادر پور، تقی میلانی، مهدی اعتماد، محمد جواهری و محمد تفضلی.(22)
به نظر می رسد، در کشور توسعه نیافته ای همچون ایران که مردم آن به ادبیات، به ویژه شعر، ارج و ارزش والایی قایلند، شرکت فعال این روشنفکران، با سلیقه ها و زمینه های متنوع، در فعالیت های حزب توده و حمایت آنان از سیاست های حزب، موهبت بی نظیری بود که در این دوره فقط حزب توده از آن به طور گسترده ای در جامعه ی ایران بهره مند بود. یکی از پیامدهای مثبت و بلا فاصله ی حمایت روشنفکران شاعر و نویسنده از حزب، گسیل سیل آسای جوانان مدارس متوسطه و دانشگاه به سوی حزب توده بود.
مبالغه نیست اگر گفته شود که از همان ابتدای تشکیل حزب توده، هجوم جوانان به صفوف حزب چشمگیر بود. به همین دلیل بود که رهبری حزب، یک سال و نیم پس از تشکیل حزب، سازمان “جوانان حزب توده ایران” را در فروردین 1322 بنیاد نهاد.
سازمان “جوانان حزب توده ایران”، چون دارای یک اساسنامه ی مدرن و جامعی بود، به زودی به عضویت “فدراسیون جوانان دمکرات” درآمد و به این ترتیب برای نخستین بار این امکان برای جوانان ایران به وجود آمد که با مبارزه، زندگی، آموزش و فرهنگ جوانان کشورهای مختلف جهان در دوره ی 1321 تا 1325، آشنا شوند.(23)
حزب توده و مجلس چهاردهم
به غیر از مبارزه و فعالیت در میان کارگران، دهقانان، جوانان و زنان، حزب توده در این دوره با گسترش پایه های اجتماعی خود در بین اقشار مختلف مردم به فعالیت های مختلف در زمینه ی مبارزات علنی و قانونی نیز روی آورد و در سال 1322، با شرکت در انتخابات دوره ی چهاردهم مجلس شورای ملی، موفق شد که هشت نفر از کادرهای خود را به درون مجلس به عنوان نماینده روانه سازد.(24) نمایندگان حزب توده که در دوره ی چهاردهم مجلس، “فراکسیون حزب توده” را به وجود آوردند، عبارت بودند از: دکتر رضا رادمنش و دکتر فریدون کشاورز (از گیلان)، ایرج اسکندری و رحمان قلی خلعتبری (از مازندران)، شهاب فردوس و محمد پروین گنابادی (از خراسان)، عبدالصمد کامبخش (از قزوین)، اردشیر اُوانسیان (به عنوان نماینده ی ارامنه از شمال) و تقی فداکار (از اصفهان). شایان ذکر است که رحمان قلی خلعتبری پس از انتخابات، از عضویت در حزب توده استعفا داد و در نتیجه از فراکسیون حزب توده نیز اخراج گردید.
رهبری حزب توده، قانون اساسی ایران را قبول داشت و خواهان اجرای مفاد آن بر مبنای اصول یک برنامه ی دمکراتیک و ضد فاشیستی بود. این حزب به طور کلی از طرح برنامه های سوسیالیستی امتناع می کرد. اگر نشریه ها و ارگان های حزب را در آن زمان (از بدو تشکیل تا چند ماه پس از پایان جنگ جهانی دوم در سال 1324) مورد مطالعه و بررسی قرار دهیم، متوجه می شویم که حزب توده اساساٌ جامعه ی ایران را یک جامعه ی “عقب مانده” ارزیابی می کرد و معتقد بود که توده ها در عمل “آمادگی” پذیرفتن یک برنامه ی “سوسیالیستی” را ندارند و به خاطر همین درک و تحلیل، بیشتر رهبران حزب توده از طرح مقوله های مُبرم کمونیستی در انتشارات حزب خودداری می کردند.(25)
حزب توده در مورد سیاست خارجی “متکی به اندیشه های خود” نبود. پیروی از حزب کمونیست شوروی در این دوره از ویژگی های مهم این حزب بود. در این امر بعضی مواقع مبالغه نیز می کرد؛ به طورمثال در جریان 1323، وقتی که در مجلس چهاردهم موضوع نفت به یک مسئله ی جدی تبدیل شده بود، حزب توده خواهان اعطای امتیاز نفت شمال به شوروی بود. با اتخاذ این موضع بدیهی می نمود که نمایندگان حزب توده در موضع مخالفت با دکتر مصدق در مجلس چهاردهم قرار گرفتند. در حالیکه در این زمان دکتر مصدق لایحه ی منع دادن اعتبار امتیازات به کشورهای خارجی را در مجلس چهاردهم مطرح ساخت و موفق شد این لایحه را به نفع مردم از تصویب مجلس بگذراند. شایان توجه است، پس از اینکه این لایحه از تصویب مجلس گذشت، شوروی نیز به برخی از اهداف خویش نزدیک شد و “سرگئی کافتارادزه”، نماینده ی شوروی که در اوایل پاییز 1322 به ایران آمده بود تا از دادن امتیاز استخراج نفت شمال، توسط دولت ایران به نیروهای خارجی به ویژه آمریکا جلوگیری کند، رهسپار شوروی گشت.(26)
پی نویس ها
1 ـ درباره ی پیدایش حزب توده ایران و فعالیت های آن در سال اول عمرش، نگارنده به منابع زیر رجوع کرده است:
ـ “جنبش کمونیستی ایران”، (بخش دوم) در مجله ی “توده” ارگان سازمان انقلابی حزب توده ایران در خارج از کشور، شماره 21 (مرداد ماه 1350)، صفحات 19-21،
ـ “چهل سال در سنگر مبارزه،” از انتشارات حزب توده ایران، در دوجلد، تهران، 1360،
ـ عباس اسکندری، “تاریخ مشروطیت ایران”، در دوجلد، تهران 1322، جلد اول، صفحات 13 -15،
ـ عبدالصمد کامبخش، “تأسیس حزب توده ایران” در مجله ی “دنیا”، سال هفتم، شماره 3 (پاییز 1345)،
ـ بزرگ علوی، “پنجاه و سه نفر” تهران، 1358، صفحات 71-76،
ـ سپهر ذبیح، “جنبش کمونیستی در ایران”، لوس آنجلس، 1961، صفحات 121- 125،
2 ـ روزنامه ی “سیاست”، 3 اسفند ماه 1320
3 ـ همانجا.
4 ـ جعفر پیشه وری، “سرگذشت من”، در روزنامه ی “آژیر” شماره های نیمه ی آذرماه تا نیمه ی دی ماه 1322 و مقاله ی “درباره کتاب 53 نفر” در روزنامه “آژیر” از 2 مهرماه تا 7 آبان ماه 1323.
5 ـ رضا رادمنش، “حزب توده ایران، حزب طراز اول نوین طبقه کارگر”، در مجله “دنیا” سال دوم، شماره 2، تابستان 1340، صفحه1.
6 ـ کامبخش، همانجا.
7 ـ سپهر ذبیح، همانجا. صفحه ی 74، مؤسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی، “خاطرات اسکندری” تهران، 1372، و مؤسسه تحقیقات و انتشاراتی دیدگاه، “خاطرات نورالدین کیانوری”، تهران،1371.
8 ـ درباره ی جزئیات “کنفرانس ایالتی تهران”، رجوع کنید به مجله ی “توده” همانجا، صفحات 19-20 و سپهر ذبیح، همانجا، صفحات 76-80.
9 ـ آبراهامیان، “ایران بین دو انقلاب” نیویورک، 1980، صفحه 281.
10 ـ درباره ی بیوگرافی رهبران حزب توده که در کنفرانس ایالتی تهران به عضویت کمیته مرکزی حزب انتخاب شدند، رجوع کنید به علوی، همانجا، ذبیح، همانجا، صفحات 73-80 و فرمانداری نظامی تهران، “سیر کمونیسم در ایران”، تهران، 1337، صفحات 61-85.
11 ـ بهمن حدّادی، “مطبوعات توده ای”، در”چهل سال در سنگر مبارزه”، همانجا، جلد دوم، صفحات 257-260.
12 ـ همانجا، صفحه 261.
13 ـ همانجا.
14 ـ همانجا، صفحات 262-266.
15 ـ درباری تارخچه ی “جبهه آزادی مطبوعات”، رجوع کنید به :
ـ نصرالله سیف پور فاطمی، “گزند روزگار”، تهران، 1379، صفحات 282-284،
ـ ذبیح، همانجا، صفحه 147،
ـ روزنامه های “دماوند”، 2 مرداد ماه 1322 و “آژیر”، شماره های سال های 1322 تا 1324.
16 ـ جعفر پیشه وری، “یک سال مبارزه ـ چه کردیم و چه نوشتیم”، در روزنامه ی “آژیر” سال دوم، شماره ی 147 (4خرداد 1323).
17 ـ درباره ی اهمیت حزب توده ایران و گسترش تشکیلاتی آن در سال های 1321 تا 1325، مراجعه کنید به:
گزارش کنسول انگلیس به وزارت امور خارجه انگلستان، شماره ی 371/ایران، 1943/74، صفحات 34-35.
18 ـ عبدالصمد کامبخش، “حزب توده در مبارزه برای ایجاد جبهه متحد دمکراتیک”، در مجله ی “دنیا” سال پنجم (پاییز 1343)، صفحات 6-19 و ذبیح، همانجا، صفحات 151-153.
19 ـ امیر نیک بین، “چهل سال مبارزه حزب توده در راه تشکل و رهایی دهقانان …” و “چهل سال در سنگر مبارزه”، همانجا، جلد اول، صفحات 137-143.
20 ـ آبراهامیان، همانجا، صفحات 300-302.
21 ـ در مورد نفوذ و تأثیر حزب توده ایران در درون روشنفکران و تحصیل کرده ها در دوره ی 1320-1331، رجوع کنید به “تهران مصور”، 11 مرداد ماه 1330، خلیل ملکی، “یادداشت های ماه”، در “علم و زندگی”، اردیبهشت و خرداد ماه 1332، صفحات 100-105. روزنامه ی “تایمز” لندن، 24 اکتبر1947 و مجله ی “تهران مصور”، 5 فروردین 1331.
22 ـ آبراهامیان، همانجا، صفحات 333-335.
23ـ کیومرث زرشناس، “سازمان جوانان حزب توده ایران”، در “چهل سال در سنگر مبارزه”، جلد اول، همانجا، صفحات 165-168.
24 ـ رضا رادمنش، “گزارش نتایج انتخابات” در نشریه ی “رهبر”، 13 مرداد 1323.
25 ـ حزب توده ایران “برنامه حزب”، “رهبر”، 14، 15 و 16 شهریورماه 1323، احمد قاسمی، “حزب توده ایران چه می گوید و چه می خواهد”، تهران، 1323. سرتیپ پور، “زنده باد حزب توده”، در نشریه ی “جبهه آزادی”، 10 مهر 1324 و روزنامه ی “رهبر”، 27 اردیبهشت 1323.
26 ـ نمایندگان حزب توده در مجلس چهاردهم که در مورد مسأله ی نفت در موضع مخالف با نظر دکتر مصدق قرار گرفتند، عبارت بودند از: دکتر رضا رادمنش و دکتر فریدون کشاورز (از گیلان)، ایرج اسکندری و رحمان قلی خلعتبری (از مازندران)، شهاب فردوس و پروین گنابادی (از خراسان)، عبدالصمد کامبخش (از قزوین)، اردشیر اُوانسیان (نماینده ارامنه از شمال) و تقی فداکار (از اصفهان). رجوع کنید به “مذاکرات مجلس”، تهران، 1323، روزنامه ی “رهبر”، 19شهریورماه 1323 و روزنامه ی “رعد امروز”، 26 اسفندماه 1323.

Bookmark the پیوند یکتا.

نظرات بسته شده است.